تبلیغات
فقط و فقط خــــــــــــــــدا
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
لهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد
مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
کدام سوره شناسنامه خداوند است؟

سوره اخلاص, فضیلت سوره اخلاص,سوره توحید,فضیلت سوره توحید

توحید، مرز میان ایمان و کفر است و ورود به قلعه ایمان بدون اقرار به توحید ممکن نیست. اولین سخن پیامبر کلمه توحید بود: «قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا».

شعار توحیدی «لا اله الا اللّه» از سه حرف (الف، لام و ها) ترکیب شده و ذکری است که در گفتنش حتی لب تکان نمی‌خورد ولی عملش تا اطاعت از رهبری معصوم و جانشینان آنان ادامه دارد؛ زیرا شرط توحید طبق فرمایش امام رضا علیه السلام ایمان به امام معصوم علیه السلام و اطاعت از اوست.

سوره اخلاص
در این مقاله مطالبی را در ارتباط با سوره توحید تقدیم شما عزیزان می کنیم:

شناسنامه خداوند، سوره ی مبارکه توحید (قل هو الله أحد) است که در آن از توحید پروردگار و یگانگی او سخن به میان آمده است؛ همان‌طور که در روایات متعددی از معصومان (علیهم السلام)، از آن با عنوان «نسبة الربّ» یاد شده است (الکافی، ج 1، ص 91)؛ مانند این‌که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «... سوره توحید بیانگر نسبت (شناسنامه‏) پروردگار عزّوجلّ است». (من لا یحضره الفقیه ج 1، ص 470)

همچنین برای سوره «قل هو الله احد» نام‌هایی مانند «اخلاص» و «ولایت» نیز نقل کرده‌اند. و البته چون این سوره شامل خالص‌ترین عقاید توحیدی است، از این رو سوره توحید و اخلاص نام گرفته است.
 
توحید چیست؟
توحید، مرز میان ایمان و کفر است و ورود به قلعه ایمان بدون اقرار به توحید ممکن نیست. اولین سخن پیامبر کلمه توحید بود: «قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا».

شعار توحیدی «لا اله الا اللّه» از سه حرف (الف، لام و ها) ترکیب شده و ذکری است که در گفتنش حتی لب تکان نمی‌خورد ولی عملش تا اطاعت از رهبری معصوم و جانشینان آنان ادامه دارد؛ زیرا شرط توحید طبق فرمایش امام رضا علیه السلام ایمان به امام معصوم و اطاعت از اوست.

در سفری که امام رضاعلیه السلام با اجبار مأمون وادار به هجرت از مدینه به مرو شد، در مسیر راه وقتی به نیشابور رسید، مردم دور آن حضرت جمع شدند و از او هدیه و رهنمود خواستند.

امام رضاعلیه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او از اجدادش و آنان از پیامبر خدا نقل کردند که خداوند فرموده است: «كلمة لا اله الا اللّه حصنى فمن دخل حصنى أمن من عذابى: توحید، قلعه من است و هر كس داخل این قلعه شود از قهر من در اَمان است.»

آنگاه امام رضا علیه السلام فرمود: البتّه توحید شروطی دارد و من (که امام حاضر هستم) شرط آن هستم، یعنی توحید بی‌ولایت پذیرفته نیست.

در زمان غیبت امام معصوم نیز، بنا بر فرمان خودشان باید به سراغ فقهای عادلی که از هوی و هوس دورند، برویم.

بنابراین توحید کامل، ایمان به یکتایی خداوند، دور کردن فکر و عمل از هر نوع شرک و پیروی از رهبران معصوم در زمان حضور و فقهای عادل در زمان غیبت است.


محتوی و فضیلت سوره" اخلاص"
این سوره چنان که از نامش پیدا است (سوره اخلاص و یا سوره توحید) از توحید پروردگار، و یگانگی او سخن می‌گوید، و در چهار آیه کوتاه چنان توصیفی از یگانگی خداوند کرده که نیاز به اضافه ندارد.

در شأن نزول این سوره از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل شده است که:" یهود از رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) تقاضا کردند خداوند را برای آنها توصیف کند، پیغمبر (صلی الله علیه و آله) سه روز سکوت کرد و پاسخی نگفت، تا این سوره نازل شد و پاسخ آنها را بیان کرد".

در فضیلت تلاوت این سوره روایات زیادی در منابع معروف اسلامی آمده است که حاکی از عظمت فوق العاده آن می‌باشد از جمله:

در حدیثی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌خوانیم که فرمود: " آیا کسی از شما عاجز است از اینکه یک سوم قرآن را در یک شب بخواند"؟! یکی از حاضران عرض کرد: ای رسول خدا! چه کسی توانایی بر این کار دارد؟! پیغمبر فرمود: اقرۆا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ:" سوره قل هو اللَّه را بخوانید".

در اینکه چگونه سوره" قُلْ هُوَ اللَّهُ" معادل یک سوم قرآن است؟ بعضی گفته‌اند به خاطر اینکه قرآن مشتمل بر" احکام" و" عقائد" و" تاریخ" است، و این سوره بخش" عقائد" را به طور فشرده بیان می‌کند.


برای سوره «قل هو الله احد» نام‌هایی مانند «اخلاص» و «ولایت» نیز نقل کرده‌اند. و البته چون این سوره شامل خالص‌ترین عقاید توحیدی است، از این رو سوره توحید و اخلاص نام گرفته است

بعضی دیگر گفته‌اند: قرآن سه بخش است" مبدأ" و" معاد" و" آنچه در میان این دو" قرار دارد، و این سوره بخش اول را شرح می‌دهد.

اما به طور کلی این سخن قابل قبول است که تقریباً یک سوم قرآن پیرامون توحید بحث می‌کند و عصاره آن در سوره توحید آمده است.

و در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام) می‌خوانیم:" کسی که یک روز و شب بر او بگذرد و نمازهای پنجگانه را بخواند و در آن قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را نخواند به او گفته می‌شود یا عبد اللَّه! لست من المصلین!:" ای بنده خدا! تو از نماز گزاران نیستی"! (" مجمع البیان" جلد 10 صفحه 561)

و امام سجاد علیه السلام فرمود: چون خداوند می‌دانست که در دوره آخر الزمان گروهی دقیق و عمیق خواهند آمد، سوره توحید و شش آیه اول سوره حدید را نازل فرمود.

تلاوت این سوره به شش سمت، سبب حفظ شدن انسان از خطرات و ایمن شدن از حوادث می‌گردد. (مصباح کفعمی، ص 246)
 
منابع:
تفسیر نمونه ج 27
تفسیر نور
اسلام کوئیست
تبیان




طبقه بندی: خدای همیشه تنها،
  07:21  یکشنبه 17 آذر 1392  سپیده
جمعه به جمعه....
 

جمعهــــ به جمعهـــــ شــاید ، آن هم شــاید ، نبودنت حـــــس شــود آن هــــم منتـــش بر ســـــر بغضــهای غـــروب جــمعه هاستــــ راســـــتی

آقـــای من ، آمــدی بیدارمـــان کن...



  13:17  جمعه 15 آذر 1392  سپیده
سخنرانی شیطان در روز قیامت !

روز قیامت,سخنرانی شیطان در روز قیامت!

 

انسان فقط نباید خداشناس باشد؛ بلکه دشمن شناس هم باید باشد تا بتواند مسیر سعات و تکامل را طی کند.
یکی از نکات بسیار مهم در زندگی، دشمن شناسی است، به طوری که قرآن کریم بر این مسئله تأکید می کند که مواظب باشید دشمن را دوست خود قرار ندهید، همچنین از امام علی(علیه السلام) نقل شده که دشمن را کوچک نشماریم؛ ولو اینکه ضعیف باشد.
دشمن را شناسایی کنید!
 با توجه به آیات و روایات، ما دو نوع دشمن داریم؛ دشمن درونی و دشمن بیرونی .
هرگاه انسان دشمن خود را رودرروی خود ببیند، طبعا از خود دفاع می‌کند و مواظب است تا کمترین ضربه را از ناحیه دشمن متحمل شود. اما دشمن پنهان درونی بدترین دشمنان است، چرا که انسان از آن غافل می‌شود و از نقشه‌های او کمتر آگاهی می‌یابد. دشمن خانگی ضربات مهلک‌تری را به ما وارد می‌کند، لذا بر ماست ابتدا دشمن درون را شناخته و از نقشه‌های او آگاهی پیدا کنیم و پس از سرکوبی او با عزمی استوار بر دشمن بیرون بتازیم.
دشمن درونی در درون ما وجود دارد و در همه جا با ماست و می توان هوای نفس، غضب و شهوت را نام برد.
انسان فقط نباید خداشناس باشد؛ بلکه دشمن شناس هم باید باشد تا بتوانند مسیر سعات و تکامل را طی کند، چرا که در قرآن کریم این مطلب را بیان داشته و بیان می کند که شیطان دشمن بیرونی انسان هاست:آیا ما با شما عهد نکردیم که از شیطان اطاعت نکنید؛ زیرا شیطان دشمن آشکار شماست.
«إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِینًا ؛ همانا شیطان برای انسان دشمنی آشکار است. » (اسراء: 53)
شیطان موجودی شرور و گمراه‌کننده است که با نفوذ به درون انسان به وسوسه و اغواگری می‌پردازد. او همراهی شوم و همدمی نامیمون است که انسان را به کارهای زشت تشویق و بدی‌های او را نیز زیبا جلوه می‌دهد تا به توبه موفق نگردد. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرمودند: " لاعدو یحاربه اعدی کن ابلیس ؛ انسان در جنگ، با دشمنی کینه‌توزتر از شیطان روبه‌رو نیست."قرآن کریم نیز تصریح می‌کند که شیطان را دشمن خود بگیریم.
اهمیت و ضرورت دشمن‌شناسی
" من نام لم ینم عنه ؛ هر کس از دشمن خود غفلت کند (دشمنان) از او غافل نخواهند بود. " (نهج‌البلاغه، کتاب 26)
موضوع دشمن‌شناسی در اسلام، از اهمیت والایی برخوردار است و از همین رو واژه عدو و اعداء در قرآن بارها تکرار شده و آیات متعدد، چهره دشمنان اسلام و راه‌های مقابله با شیوه‌های نفوذ آنان را به خوبی تبیین نموده است این آموزه‌های قرآنی هم دشمنان ما را به ما می‌شناساند و هم شیوه‌های مبارزه با آنان را.
روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که می فرمایند : اگر کسی پنج ویژگی‌ چون نیت صادق، ذکر تسبیح زیاد، صبر در مصیبت، رضایت به تقدیر الهی و پسندیدن برای مردم هرآنچه را که برای خود می پسندد را دارا باشد، هیچ گاه شیطان حریفش نمی شود و نمی تواند او را از راه راست منحرف کند
شکایت کردن از شیطان را فراموش کن !
انسان نمی تواند از شیطان شکایت کند؛ چون شیطان اعلام کرده بود که من برای منحرف و جهنمی کردن شما به دنیا آمده‌ام، همچنین در سخنرانی که در روز قیامت می کند خطاب به انسان ها می گوید: من را ملامت نکنید؛ بلکه باید خودتان را ملامت کنید.من تنها شما را دعوت کردم ، خداوند نیز راه را ه شما نشان داد و دعوتتان کرد ، این خود شما بودید که با اختیار و انتخاب به دنبال من آمدید .
راه های فرار از شیطان
روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که می فرمایند : اگر کسی پنج ویژگی‌ چون نیت صادق، ذکر تسبیح زیاد، صبر در مصیبت، رضایت به تقدیر الهی و پسندیدن برای مردم هرآنچه را که برای خود می پسندد را دارا باشد، هیچ گاه شیطان حریفش نمی شود و نمی تواند او را از راه راست منحرف کند.
پوشش عیبها با لباس تقوا
« یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ (26/ اعراف)
اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم كه اندام شما را مى‏پوشاند و مایه زینت شماست اما لباس پرهیزگارى بهتر است! اینها (همه) از آیات خداست، تا متذكّر (نعمتهاى او) شوید! »
شیطان همانگونه كه لباس از تن پدر ما آدم بیرون آورد تا عیبش آشكار شود، مى‏خواهد لباس تقوا را از پیكر ما فرزندان آدم نیز بركند.
خدا ،انسان ،تقوا ،خودسازی
 لباسى كه عیبهاى معنوى انسان را مى‏پوشاند لباس تقوا است كه بهترین لباسها می باشد و نباید انسان تنها به آن لباسی كه بدنش را مى‏پوشاند اكتفاء كند : « وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ و لباس پرهیزگارى از هر لباسی بهتر است.» مراد از هر لباسی، لباسهایی است كه بدن را مى‏پوشاند، هر چند به آن لباسها نیز باید توجه داشت.
پس می توان بیان کرد که نیاز بدن به لباس، آن قدرها نیاز به تفكّر و تعمق ندارد كه نیاز روح به جامه تقوا .
بدن را سم زدایی کنید !
 کار شیطان صدور «سم» به درون انسان است. اگر کسی که می‌خواهد دیگری را با سم از پای درآورد، آن را در جیب شخص بگذارد، تأثیری در وی ندارد یا اگر سم را به او بخوراند و او بالا بیاورد، باز هم اثری ندارد. دستگاه گوارش باید سم را بپذیرد و آن را جذب کند تا پس از ورود به خون، اثر زیانبار خود را به جای بگذارد.
وسوسه‌ها نیز چنین است: هوا، هوس و شهوت رانی‌های گوناگون که رقیق‌ترین و سبک‌ترین آن در جوان ها و سنگین‌ترین آن در سالمندان، به‌صورت حبّ جاه و مقام مشاهده می‌شود، نشانه تأثیر سم است.
اگر کسی از تعاریف و القابی که به او می‌دهند، لذت ببرد، معلوم می‌شود که سم در او اثر کرده است. وجود مبارک امیرمومنان علیه‌السلام در عهدنامه مالک اشتر فرمود: شیطان همواره در پی حیله است؛ وقتی کسی از تو تعریف می‌کند، باید مواظب باشی، چون در خط مقدم آتش شیطان قرار گرفته‌ای.
منابع:
سایت خبر نیوز سایت شیعه آنلاین
سایت آیت ا لله مجتهدی آیت الله جوادی آملی،
نسیم اندیشه، ج1، ص124




طبقه بندی: قیامت،
  17:19  پنجشنبه 14 آذر 1392  سپیده
از آیات قرآن کریم چه اذکاری را برای تسبیح خدا می‌توان استنباط کرد؟

ذکر گفتن,سبحان الله,ذکر سبحان الله,ثواب ذکر سبحان الله, تسبیح خدا,

  از آیات قرآن کریم چه اذکاری را برای تسبیح خدا می‌توان استنباط کرد؟
در آموزه‌های دینی، به «سبحان الله» گفتن، «تسبیح» می‌‌گویند. تسبیح به معنای منزه، مبرا، پاک و مقدس دانستن خداوند است از هر نقص، عیب، نیاز، شریک و هر چیزی که سزاوار خداوند نیست.[1]

تسبیح در لغت هم خانواده سبح، یسبح، سبحاً و سباحه (السبح: المر السریع فی الما و فی الهواء) رفتن سریع در آب و هوا(مفردات راغب) سابح به معنی شناگر سریع و به نحو خاص می‌باشد كه در قرآن كریم درباره پیامبر صلی الله علیه و آله: و تو در روز تلاش مستمر و طولانی خواهی داشت. (مزمل/7)، فرشتگان: و سوگند به فرشتگانی كه در اجرای فرامین الهی با سرعت در حركتند. (نازعات/3)، خورشید و زمین: نه خورشید را سزاست كه به ماه رسد و نه شب را كه بر روز پیشی گیرد و هركدام در مسیر خود شناورند، (یس/40)، بكار رفته‌اند.

در اصطلاح به معنای سبحه: دانه‌های به نخ كشیده شده، تسبیح وسیله ذكر(فرهنگ عمید)

و در معنا از ریشه سبح، یسبح، تسبیح به معنای منزه داشتن خداوند از هر نقص و كاستی می‌باشد (نمل/8، اسری/108) كه در قرآن در موارد زیر به آن اشاره رفته است:

تسبیح(سبحان الله) عبارت است از پاك و منزه دانستن خداوند از هر نقص و عیب.

توضیح: در معناى تسبیح سه امر وجود دارد كه بدون تحقق هر یك معناى حقیقى تسبیح حاصل نمى‏شود:

1- نفى هر نقصى از خداوند،

2- علم و شعور تسبیح گوینده،

3- قولى بودن تسبیح. نسبت به تحقق امر اول در موجودات عالم بحثى نیست. هر مخلوقى در این عالم با زبان فقر و احتیاج خود، خبر از خالق سبحان مى‏دهد و این همان معناى تسبیح تكوینى است (هر مخلوقى در این جهان به عنوان این كه معلول است، خبر از خالق و علت خود مى‏دهد و از آن جا كه موجود ناقص و نیازمندى است، خبر از كمال و بى‏نیازى علت خود مى‏دهد.

قرآن كریم درباره این معنی از تسبیح می فرماید:

الإسراء : 44 «...َ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلیماً غَفُوراً ؛و هر موجودى، تسبیح و حمد او مى‏گوید ولى شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید او بردبار و آمرزنده است. »امر دوم (شعور و آگاهى) نیز از دیدگاه قرآن در همه موجودات هست. البته این بدان معنا نیست كه علم همه موجودات، یكسان و از یك نوع است. خداوند درباره اعضاى بدن انسان مى‏گوید:

فصلت، ایه 21 و 22

«حَتَّى إِذا ما جاۆُها شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا یَعْمَلُونَ وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اَللَّهُ اَلَّذِی أَنْطَقَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ تا چون بدان رسند، گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه مى‏كرده‏اند، بر ضدشان گواهى دهند و به پوست بدن خود مى‏گویند: چرا بر ضد ما شهادت دادید؟ مى‏گویند: همان خدایى كه هر چیزى را به زبان درآورده ما را گویا گردانیده است و او نخستین بار شما را آفرید و به سوى او برگردانیده مى‏شوید»

ذکر «سبحان الله» به صورت مکرر در قرآن آمده است؛ لذا هر ذکری که با واژه‌های «سبحان» و «سبحانه»، «سبحانک»، «سَبِّحْ» و ... در قرآن وجود دارد می‌تواند به عنوان تسبیح در نظر گرفته شود، مانند:

1. «سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یَصِفُون»؛[2] او منزه و فراتر است از آنچه وصفش مى‏‌کنند.

2. «إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ»؛[3] هیچ خدایى جز او نیست. منزه است از آنچه شریکش مى‏‌‌سازند.3. «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ»؛[4]منزّه است خداوند از آنچه توصیف مى‏‌کنند.

4. «سُبْحانَکَ أَنْتَ وَلِیُّنا»؛[5] منزهى تو (از هر عیب و نقص)، تویى تنها دوست و سرپرست و یاور ما.

5. «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها...»؛[6] و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور.6

«سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى»؛[7] منزّه شمار نام پروردگار بلند مرتبه‌‏ات را.

  پی نوشت ها:
[1]. «التسبیح: هو التنزیه عن الشریک و العجز و النقص‏....». ابن عربی، تفسیر ابن عربی، ج1، ص 19، دار احیاء الترلث العربی، بیروت، 1422ق.
[2]. انعام، 100.
[3]. توبه، 31.
[4]. صافات، 159.
[5]. سبá 41.
[6]. طه، 130.
[7]. اعلی، 1.

منابع:
porsemani.ir
islamquest.net
tebyan.net




طبقه بندی: قرآن،
  17:19  دوشنبه 11 آذر 1392  سپیده
آگاهی از حقایق برزخ و قیامت به واسطه سیر تهذیبی و تجردی

برزخ و قیامت,روز قیامت,عالم برزخ

 

آگاهی از حقایق برزخ و قیامت به واسطه سیر تهذیبی و تجردی    

ما اگر بخواهیم بر برزخمان اطلاع پیدا کنیم نباید سیر عرضی کنیم ـ به عرض زمان ـ بلکه باید سیر طولی کنیم و به طرف بالا یعنی به سمت مقام تجرد و عوالم معنی حرکت کنیم حرکت معنوی، تا برسیم به برزخ و از آنجا نیز سیر طولی کنیم، برویم به بالا تا برسیم به قیامت؛ خواه این کار را بعد از مردن انجام دهیم و خواه قبل از مردن و در زمان حیاتمان انجام دهیم.


اگر کسی در دنیا به مقام تجرد برسد و مرگ اختیاری پیدا کند بطوریکه از عالم صورت هم بگذرد، به قیامت میرسد. اگر کسی در دنیا بواسطه تهذیب نفس و متابعت از شریعت و دستورات رسول خدا (ص) و مراعات جنبه های معنوی اعمال شرعیه و امور عبادیه و حصول ملکه تقوی، کاری کند که از عالم شهوت و هوس و آمال بیرون آید و از محبت دنیا عبور کند، این سیر إلی الله میکند؛ و لازمه این سیر در اولین منزل، رسیدن به برزخ است؛ و هیچ جای شبهه و تردید نیست؛ پس برزخ خود را ادراک میکند.


برزخ یعنی چه؟ یعنی همان عالم صورت، یعنی تجرد از ماده؛ خود را مجرد از ماده می بیند و موجودات برزخی را که دارای صورت هستند ولی دارای ثقل و ماده نیستند، ادراک می نماید. اگر از آنجا باز هم با تهذیب نفس و به دستور رسول الله حرکت کرد و جلو آمد، نه در عرض زمان، بلکه سیر طولی نمود بسوی بالا، بسوی پروردگار، به قیامت میرسد، و قیامتش را با تمام آثار و خصوصیات ادراک میکند. لذا در حدیث وارد است که: «لن یلج ملکوت السموات من لمیولد مرتین»؛ «داخل در ملکوت آسمان ها نمی گردد کسی که دوبار متولد نشده باشد».


اگر انسان در زمان حیات اختیارا موفق به ادراک این عوالم شد، شد؛ اگر نشد، بعد از مرگ اضطرارا میرسد و ادراک میکند. یعنی وقتی نفس انسان علاقه خود را با بدن قطع کرد و مرگ انسان رسید، انسان داخل برزخ می شود به سیر طولی خود؛ و نیز پس از گذراندن برزخ وارد در قیامت می شود به سیر طولی خود. این حقیقت سیر إلی الله است؛ چون ما به سبب مردن نزد خدا می رویم؛ مگر نمیگوئیم: «إنا لله و إنآ إلیه راجعون؟» (ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم) (بقره/ 156)، مگر آیاتی که در قرآن نمی فرماید: «إلی الله تحشرون، إلیه تحشرون، إلیه تقلبون»؛ «بسوی خداوند محشور می شوید! بسوی خداوند قلب و واژگون می شوید!».

خداوند همیشه و همه جا همه هست
خداوند کجاست؟ او مکان ندارد، او زمان ندارد، همه جا هست، و همیشه هست. پس بسوی او محشور می شویم یعنی در سیر طولی و تقرب، بالا می آئیم تا جائی که او را محیط بر همه مینگریم.

 

ما زنده شدیم، متولد شدیم، پدرجان برای ما اسم گذاری کرد، در روز هفتم عقیقه نمود و ارحام و دوستان را دعوت کرد و ولیمه داد، ما کم کم بزرگ شدیم، دوسال و چهار سالمان شد، و بعد به مدرسه رفتیم و به سن بلوغ و جوانی و پیری رسیدیم و مردیم و مرتبا بسوی خدا میرویم و بعد به عالم برزخ میرویم و بعد به قیامت، اینها همه در عرض عالم است تا برسیم به خدا؛ پس خداوند در گوشه عالم واقع شده است؟! عجب خدای مظلومی! و ما عجب آدمهای ظالمی هستیم! چون خدائی که بر هر چیز محیط است و با همه چیز هست و با همه چیز معیت دارد و هیچ لحظه ای در عالم نیست که خدا نباشد ـ مگر در همین آیه نخواندیم: «واعلموا أن الله یحول بین المرء و قلبه» «و بدانید که خدا میان انسان و دل او حایل و مانع (از نفوذ باطل) می شود» (انفال/ 24).


تمام افراد بشر که در عالم هستند هر نیتی که بخواهند برای عملی بکنند، قبل از آن نیتشان خداست ـ ما همه این کارها را از دست خدا میگیریم و آن وقت خدا را چنان عقب میزنیم و در آن زاویه آخر عالم قرار میدهیم و محصل آنکه خدا را یک موجود بی خاصیت و بی اراده و ضعیف که هیچ کاری از دستش بر نمی آید و تمام کارها از او گرفته شده و به امور تکوین سپرده شده است، و در آن گوشه عالم و در این گوشه، یعنی در دو گوشه اول و آخر قرار میدهیم، و معنای ازل و ابد را هم دو زمان اول و آخر می گیریم؛ به به از این قرار و از این حساب !! نه؛ این حرف ها جملگی غلط است. خداوند هست، همیشه هست، همه جا هست، با همه هست؛ قیامت هست؛ برزخ هست؛ عوالم مافوق قیامت ـ که اسماء و صفات کلیة الهیه است ـ هستند؛ ذات مقدس خداوند هست.

منبع:tahoorkotob.com

سید محمد حسین حسینی طهرانی - معاد شناسی جلد 6 - صفحه 192 تا 195   




طبقه بندی: قیامت،
  17:18  شنبه 9 آذر 1392  سپیده
آیا دعا و صلوات بر امام زمان(عج) فایده دارد؟!

بر امام زمان,صلوات بر امام زمان

 

واسطه‌های فیض خدا به زمین اولیائی هستند که با وجودشان برکت و رحمت الهی به زمینیان خاک نشین می‌رسد. خداوند حافظ و نگهبان آن هاست و آن ها عبد الهی و دوستدار حضرت حقّنند. ما خاک نشینان توصیه شده ایم که دعای فرج بخوانیم تا روزگار خوش آید! چرایی صلوات و دعای فرج ما برای او که حافظ و نگهبانی چون خود خدا دارد چه ارزش و چه سود برای حضرتش خواهد داشت؟!
آیا دعا و صلوات ما برای مهدی فاطمه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فایده و سودی دارد؟! این نوشتار می کوشد به این موضوع بپردازد تا از این رهگذر ارتباطمان را با او مستحکم تر نماییم إن شاء الله.
صلوات یک شعار است!
صلوات فرستادن و دعای ما شیعیان برای حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فارغ از سایر دلایل و علل آن یک «شعار» است! نه اشتباه نکنید! مقصودم شعار به معنای عامیانه آن نیست که صدای طبلی توخالی باشد! بلکه منظور از شعار آن است که به عنوان یک نماد و سمبل شیعیان است. در روایات توصیه شده است که «صلوات بر پیامبر و اهل بیت او را بلند بفرستید» با بلند کردن صدا به همگان نشان می دهیم که ما چه کسانی را به عنوان رهبر و ولی و سرپرست قبول داریم. جالب تر آن است که در روایات اسلامی و شیعه صلوات با صدای بلند بر طرف کننده نفاق معرفی شده است! یعنی شیعه بودن و صلوات یک ارتباط تنگاتنگ نمادین و سمبلیک نیز فارغ از سایر علل را دارا می باشند!
دعا و صلوات یک وظیفه!
علاوه بر خاصیت نماد و شعار بودن صلوات بر پیامبر و اهل بیت طاهرین (علیهم السلام)، دعای فرج و صلوات برای سلامتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که امام زنده ی عصر ماست از جمله توصیه های موکد دینی می باشد. «خدایا برای ولیّت حضرت حجة بن الحسن که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد، در این زمان و در همه ی زمان ها، ولی و حافظ و رهبر و یاور و دلیل و چشم باش تا آن زمانی که او را در زمنیت با اراده سکنی دهی و بهره مندی از او را طولانی گردانی.» از همان کودکی می آموزیم که دعای فرج بخوانیم! در مشکلات و سختی ها موقتی تازه یادمان می افتد که امامی هم داریم، برای سلامتی او و تعجیل در ظهورش نذر صلوات می کنیم! براستی چرا صلوات و دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این قدر مورد توصیه های بزرگان قرار دارد؟
خودت را دریاب!
امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واسطه ی فیض و رحمت الهی است. واسطه ای میان ما و خدا: و اتبغوا إلیه الوسیله همان وسائل قابل اطمینان و کاملی هستند که ما را به سوی خدا می برند. پس اگر برای سلامتی این واسطه دعا کنیم و صدقه دهیم در اصل خود را دریافته ایم! ارتباط مستحکم و قلبی ما با واسطه‌های فیض خدا سبب روشنی و جلای قلب های خود ماست و ما را بالا می برد. نزدیک شدن هر چه بیشتر به واسطه تلاش برای صعود به خود خداست! آن چنان که در جامعه ی کبیره می گوییم: «و جعل صلواتنا علیکم و ما خصّنا به من ولایتکم طیباً لخلقنا و طهارة لا نفسنا و تزکیة (برکة) لنا و کفّارة لذنوبناو خداوند متعال درود و صلوات ما را بر شما حکم گردانید و آنچه را که مخصوص ما از نعمت ولایت شما کرده برای نیکویی فطرت و خلقت ها و پاکی نفوس ما برای تزکیه و پاکیزگی روح ما از علائق دنیا و کفاره ی گناهان ما بود.
ما به واسطه ی صلوات و دعای سلامتی برای امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیکویی اخلاقی و طهارت نفس و تزکیه و برکت را نصیب خود می گردانیم و به این طریق کفاره ای برای گناهان خود در نزد پروردگار عالمیان حاضر می نماییم! ای مولای ما! زبان قاصر و قلم ناتوان است از آن که چگونه از خداوند متعال سپاسگزاری نماید که نعمتی چونان شما را به ما ارزانی داشت که حتی دعا برای سلامتی شما نیز منفعت و سودش به خود ما بر می گردد! به راستی او چه نیازی به دعا و صلوات ما دارد که ما محتاج وصل کردن خود به او هستیم. شاید این طور بتوانیم خود را در نزد خدا و ولی او شیرین کنیم!!
ای که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد                حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
امام پدر غمخوارها!
او که دغدغه اش هدایت خلق خداست، او که از طولانی شدن انتظار برای ظهور بیش از همه خودش دعا می کند، او که با زشتی های ما قلبش می شکند، او که ...
امام ماست که پدر مهربان و دلسوز ماست!
اگر این بار خواستی برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نذر صلوات کنی و یا در قنوت نمازت دعای سلامتی و فرج او را بخوانی، یادت نرود پدر غمخوار تو منتظرست تا با ظهورش، تو را از قید و بندهای دنیای فانی به سوی خدای باقی ببرد! زیرا او بهترین واسطه میان تو و خداست و مهربان ترین و دلسوزترین و با محبت ترین کس پس از خدا به توست!
برای تعجیل در ظهور و سلامتی حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات.

منابع و مآخذ:
1- امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عصاره ی خلقت، آیت الله جوادی آملی
2- شرح دعای جامعه کبیره- آیت الله جوادی آملی
3- مفاتیح الجنان- شیخ عباس قمی- ترجمه الهی قمشه ای
4- سیری در سیره ی معصومین (علیه السلام)- شهید مطهری
5- پانزده گفتار- شهید مطهری

منبع:tebyan.net


  08:17  جمعه 8 آذر 1392  سپیده
دعا براى دنیا و آخرت

دعا براى دنیا و آخرت,دعا,دعا کردن

خداوند متعال در قرآن كریم از دو گروه دعا كننده یاد مى كند:


یك گروه آنان كه چشم به دنیا دوختند و به جهان آخرت بى اعتنا هستند. آنها در مقام دعا هم از خداوند فقط دنیا را مى خواهند و مى گویند: خداوندا، آنچه مى خواهى به ما بدهى در دنیا بده. چنین كسانى در آخرت بى بهره اند.


گروه دوم كسانى هستند كه هم نظر به دنیاى خود دارند وهم اعتقاد به آخرت، اینان این گونه دعا مى كنند:


رَبَّنا ءاتِنا فىِ الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فىِ الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النَّارِ؛


بارالها، در دنیا به ما حسنه بده، و در آخرت نیز حسنه بده و ما را از آتش جهنم دور دار

منبع:myquran.de




طبقه بندی: اعمال و ادعیه،
  17:11  پنجشنبه 7 آذر 1392  سپیده
سوال های قرآنی و جوابهای امام حسین علیه السلام

امام حسین,سخنان امام حسینّ

 در زمان خلفاء ، با آن همه  حرص و ولع شدیدى كه مردم به گرفتن حدیث داشته اند ، می بینیم  همه احادیثى كه از امام حسن علیه السلام نقل كرده‏اند، به ده حدیث نمی رسد و از امام حسین علیه السلام هم اساساً چیز قابلى ذكر نكرده‏اند .
حدیث ثقلین از احادیث معتبر و متواتری است که مورد اتفاق راویان و محدّثان جهان اسلام بوده و در منابع شیعه و اهل سنّت، از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ به گونه ای که بزرگان درباره آن، کتاب های جداگانه تألیف کرده اند.
این حدیث که در موارد گوناگون با تعابیر مختلف، از پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است، رقم آن متجاوز از صد روایت می باشد.( ر.ک: احقاق الحق، ص 310 - 375)
رسول گرامی اسلام در این حدیث می فرماید:
«انّی تارک فیکم الثّقلین: کتاب الله عزّوجلّ و عترتی اهل بیتی، ألا و هما الخلیفتان من بعدی، و لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض ؛ من در میان شما دو وزنه وزین به یادگار می گذارم: کتاب خدای عزّوجلّ و عترتم.(4) آگاه باشید که این دو، جانشینان پس از من هستند، و هیچ گاه از هم جدا نشوند تا در کنار حوض «کوثر» بر من وارد شوند.»
قرآن و عترت، عصاره نبوّت و تداوم بخش رسالت هستند که هدایت بشر را تا قیامت تضمین می کنند و عدم حضور این دو گوهر متّحد در جامعه انسانی، مایه گسستن رشته نبوّت و مستلزم دائمی نبودن رسالت است؛ زیرا در این صورت، ثمره رسالت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم مرتفع شده و این، در حالی است که پیامبر دیگری هم نخواهد آمد .
اهل‏بیت عصمت پیامبر علیهم السلام ، پرچمداران هدایت و مترجمان راستین و واقعی قرآن کریم هستند و رسول گرامی اسلام نیز بارها فرموده بودند که : اهل‏بیت علیهم السلام ، اعلم مردم درباره قرآنند، که در تفسیر و فهم قرآن خطا نمى‏كنند.
اما متأسفانه بعد از رحلت پیامبر اسلام ، عده ای دنیا طلب ، دست مردم را از اهل بیت کوتاه کردند که در واقع این بزرگترین رخنه‏اى بود كه در علم قرآن وارد شد .
و مرحوم علامه طباطبایى(1) این دور كردن مردم از اهل‏بیت علیهم السلام  را ، از بزرگ‏ترین صدمات تفسیر قرآن دانسته است .
و لذا در زمان خلفاء ، با آن همه حرص و ولع شدیدى كه مردم به گرفتن حدیث داشته اند، می بینیم  همه احادیثى كه از امام حسن علیه السلام نقل كرده‏اند، به ده حدیث نمی رسد و از امام حسین علیه السلام هم اساساً چیز قابلى ذكر نكرده‏اند .
ما در اینجا چند تا از آن احادیثی که از امام حسین علیه السلام درباره تفسیر قرآن ، وجود دارد، و به صورت پرسش و پاسخ بوده است ، تقدیم شما سروران عزیز می کنیم .  
1: یابن رسول الله ؛ بر اساس آیه 19 سوره مبارکه حج (هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِى رَبِّهِم) ، این دو گروهی که درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال  می پردازند، کیانند؟
پاسخ امام حسین علیه السلام : ما اهل بیت و و بنى امیه هستیم که درباره (ایمان و كفر به) خدا ؛ با هم در ستیزیم.
ما می گوییم كه خداوند  راست مى‏گوید. ولی آنها می گویند: خدا دروغ مى‏گوید. پس ما و آنان، در روز قیامت هم دشمن خواهیم بود.( ..فَنَحْنُ وَ إِیَّاهُمُ الْخَصْمَانِ یَوْمَ الْقِیَامَة... )( الخصال، ج‏1، ص: 42)
2: یابن رسول الله ؛  جانم به فدایت، تفسیر كلام خدای سبحان که می فرماید:(وَالشَّمْسِ وَضُحاها* والقَمَرِ إِذا تَلاها* وَالنَّهارِإِذا جَلّاها) ، چیست؟(2)
پاسخ حضرت:  منظور از آفتاب، پیامبر خدا است و منظور از ماه، امیرمۆمنان، على بن ابیطالب است كه از پى محمد مى‏آید و مراد از روز، قائم آل محمد علیه السلام است كه گستره زمین را پر از روشنایىِ عدل و داد مى‏سازد.( تفسیر فرات، ص 562)
3: اهل بصره در نامه ای به امام حسین علیه السلام، پرسیده بودند که  «صمد» به چه معناست؟
حضرت در پاسخ نوشته بود : درباره قرآن، گفت‏وگو و مجادله نكنید و بدون آگاهى، درباره آن سخن مگویید. از جدم، رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم كه مى‏فرمود: هر كس بدون علم، درباره قرآن سخن گوید، جایگاهش را در آتش آماده کرده است . بدانید كه خداى سبحان، خود تفسیر صمد را فرموده است: نه زاییده است و نه زاده شده و نه هیچ كس همتاى او است.
نه زاینده است و نه چیزى از او بیرون مى‏آید؛ .... او والاتر از آن است كه چیزى از او بیرون شود و منفصل گردد، چه مادى، چه مجرد، و نه زاییده شده، از چیزى منفصل. و زاده نشده است .... او به وجود آورنده همه چیز است و همه را با قدرت مطلقه خود پدید آورده است. .... این است خدایى كه نه زاییده است و نه زاده شده است. داناى پنهان و آشكار بلند مرتبه و والا منزلت است و او هیچ همتایى ندارد.( التوحید، ص 90)
پی نوشت ها :
1:  المیزان، ج 5، ص 448
2: شمس- آیات1و2و3(سوگند به خورشید و گسترش نور آن *سوگند به ماه وقتى كه دنبال خورشید مى‏رود*و قسم به روز هنگامى كه جهان را روشن سازد)
منابع :
وبلاگ رهپویان قرآن
امام حسین و قرآن (محمد جواد مغنیه) 




طبقه بندی: احادیث و سخنان،
  17:16  دوشنبه 4 آذر 1392  سپیده