تبلیغات
فقط و فقط خــــــــــــــــدا
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
لهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد
مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
آماده باش حرم حضرت زینب(سلام الله علیها)

لطفادر راستای ترویج این اصل درصورت تمایل عکس بالارادر وب خود قرار دهید

واطلاع رسانی کنیدوبااین کاردرصف دوستان این وب قرار بگیرید.


لطفابه لینک سایت مراجعه نمایید

www.shamezeinab.net

یاروی عکس بالا کلیک کنید




  20:16  یکشنبه 31 شهریور 1392  بنده گناه کار خدا
عجب زندگی داریم ما!
 

ﭼﻘﺪر ﺧﻨﺪه دار است ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳــﺎﻋﺖ ﺧﻠﻮت ﮐﺮدن ﺑﺎ ﺧﺪا ﻃﻮﻻﻧﯽ و ﻃﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎﺳﺖ، وﻟﯽ 90 دﻗﯿﻘﻪ ﺑﺎزی ﯾﮏ ﺗﯿﻢ ﻓﻮﺗﺒﺎل ﻣﺜﻞ ﺑﺎد ﻣﯽ ﮔﺬرد!

ﭼﻘــﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﺻﺪ ﻫﺰار ﺗﻮﻣــﺎن ﮐﻤﮏ در راه ﺧﺪا ﻣﺒﻠﻎ ﺑﺴــﯿﺎر هنگفتی است، اﻣﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤان ﻣﻘﺪار ﭘﻮل ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯽ روﯾﻢ ﮐﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ می آید!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳــﺎﻋﺖ ﻋﺒﺎدت، ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می آید، وﻟﯽ دو ﺳﺎﻋﺖ ﻓﯿﻠﻢ دﯾﺪن ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ  ﻣﯽ ﮔﺬرد!

ﭼﻘــﺪر خنده دار است ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮاهیم دﻋﺎ ﮐﻨﯿﻢ، ﻫﺮ چه ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ، ﭼﯿــﺰی ﺑﻪ ذهن ما نمی آید، اﻣﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ خواهیم ﺑﺎ دوستمان ﺣﺮف ﺑﺰﻧﯿﻢ ﻫﯿﭻ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪارﯾﻢ!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﻣﺴــﺎﺑﻘﻪ ورزﺷــﯽ ﺗﯿــﻢ ﻣﺤﺒﻮبمان ﺑﻪ وﻗﺖ اﺿﺎﻓــﯽ ﻣﯽ کشد، ﻟﺬت ﻣﯽ ﺑﺮﯾــﻢ و از ﻫﯿﺠــﺎن در ﭘﻮﺳــﺖ ﺧﻮد ﻧﻤﯽ ﮔﻨﺠﯿﻢ، اﻣﺎ وﻗﺘﯽ ﻣﺮاﺳــﻢ دﻋﺎ و ﻧﯿﺎﯾﺶ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﯽ شود، ﺷــﮑﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ و آزرده ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ شویم!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﺧﻮاندن ﯾﮏ ﺻﻔﺤﻪ و ﯾﺎ ﺑﺨﺸــﯽ از ﮐﺘﺎب آﺳﻤﺎﻧﯽ سخت است، اﻣﺎ ﺧﻮاﻧﺪن ﺻﺪ ﺳﻄﺮ از ﭘﺮﻓﺮوﺷﺘﺮﯾﻦ ﮐﺘﺎب رﻣﺎن دﻧﯿﺎ آسان!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﺳــﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎی ردیف ﺟﻠﻮ در ﯾﮏ ﮐﻨﺴــﺮت ﯾﺎ ﻣﺴــﺎﺑﻘﻪ را رزرو ﮐﻨﯿﻢ، اﻣﺎ در نماز جماعت تمایل به صف آخر داریم!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﺷــﺎﯾﻌﺎت روزﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ و ﻣﺠــﻼت را ﺑﻪ راﺣﺘﯽ ﺑﺎور ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ، اﻣﺎ ﺳﺨﻨﺎن ﺧﺪا را ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﺎور ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺮدم ﻣﯽ ﺧﻮاهند ﺑﺪون اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﭼﯿﺰی اﻋﺘﻘﺎد ﭘﯿﺪا ﮐﻨﻨﺪ و ﯾﺎ ﮐﺎری در راه ﺧﺪا اﻧﺠﺎم ﺑﺪهند ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮوند!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﺟﻮﮐﯽ را از ﻃﺮﯾﻖ ﭘﯿﺎم ﮐﻮﺗﺎه و ﯾﺎ اﯾﻤﯿﻞ ﺑﻪ دﯾﮕﺮان ارﺳــﺎل ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ آﺗﺸــﯽ ﮐﻪ در ﺟﻨﮕﻠﯽ اﻧﺪاﺧﺘﻪ شده، ﻫﻤﻪ ﺟﺎ را ﻓﺮا ﻣﯽ ﮔﯿﺮد، اﻣﺎ وﻗﺘﯽ ﺳــﺨﻦ و ﭘﯿﺎم اﻟﻬﯽ را ﻣﯽ ﺷــﻨﻮﯾﻢ دو ﺑﺮاﺑﺮ در ﻣﻮرد ﮔﻔﺘﻦ ﯾﺎ ﻧﮕﻔﺘﻦ آن ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ!

ﺧﻨﺪه دارد، اﯾﻨﻄﻮر ﻧﯿﺴﺖ؟

دارﯾﺪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪ؟

دارﯾﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟

اﯾﻦ ﺣﺮف ها را ﺑﻪ ﮔﻮش ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ برسانید و از ﺧﺪاوﻧﺪ ﺳﭙﺎﺳــﮕﺰار ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ او ﺧﺪای دوﺳﺖ داﺷﺘﻨﯽ و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ اﺳﺖ.

آﯾﺎ اﯾﻦ ﺧﻨﺪه دار ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ اﯾﻦ حرف ها را را ﺑﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ را از ﻟﯿﺴﺖ ﺧﻮد ﭘﺎک ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟

ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ این که مطمئن هستید که آنها ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ اﻋﺘﻘﺎد ﻧﺪارﻧﺪ.

اﯾــﻦ اﺷــﺘﺒﺎه بزرگی است، اگر ﻓﮑــﺮ می کنید که دﯾﮕــﺮان اﻋﺘﻘﺎدشان از ﻣﺎ ﺿﻌﯿﻒ تر است!!




  20:38  چهارشنبه 27 شهریور 1392  باقر
اسلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
آن شب که در حریم حرم پا گذاشتیم

دل را در آستان رضا، جا گذاشتیم

با موج زائران حرم، همسفر شدیم

چون قطره، سر به دامن دریا گذاشتیم

در عین هم‌جواری زوّار او شدن

«این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم»

از شوق زنده شد دل درد آشنای ما

تا سر به خاک پای مسیحا گذاشتیم

گفتیم ترک خواب کن ای چشم تا سحر

امشب که پلک پنجره را وا گذاشتیم

شب گنبد طلایی‌اش از بس که دیدنی است

با چشم خود قرار تماشا گذاشتیم

وقتی زبان به گریه گشودیم در حضور

«مهر سکوت بر لب گویا گذاشتیم»

پایین پا، که قطره‌ای از اشک ما چکید

گفتی که پا به عالم بالا گذاشتیم

اجر زیارت حرم اهل بیت را

این‌جا برای روز مبادا گذاشتیم

امروز آمدیم به پابوس آفتاب

دل را به شوق وعده فردا گذاشتیم



نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند



بیــــا ای دوست ما را مفتخر کن

رهت دور است آن را مختصر کن

دل من خاک نیشــابوری تـوست

کـــرم فرما و از این دل گـذر کن!

من هم یه خطا کارم

اما با اینکه گنه کارم

در روز جزا شادم

از اینکه رضا دارم.





میلاد على بن موسى الرضا،

مأواى دل‏شکستگان و تکیه‏گاه درماندگان، بر دلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد!




طبقه بندی: چهارده نفس مقدس،
  14:55  دوشنبه 25 شهریور 1392  بنده گناه کار خدا
ظاهر و دل

گفتگوی دو خانم

گفت: آره ! خیلی دوسش دارم
گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
گفت: آره!
گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟
گفت: خب چیزه!. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله
گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت: چرا؟
براش یه مثال زدم:
گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده
و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری
و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.
عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟
بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم.
بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟
چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین
دوست داشتن ! مهم دلمه
!
به دله
دیدم حالتش عوض شده
بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟
تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟
حرف شوهرت رو باور می کنی؟
گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟
معلومه که دروغ میگه
گفتم: پس حجابت.
اشک تو چشاش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو
با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره
از فردا دیدم با چادر اومده
گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره
می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه.


به نقل از : http://fuladi.mihanblog.com/




  09:01  دوشنبه 25 شهریور 1392  باقر
خلاصه پندها

میزان الحكمه ج9 ص103

قالَ النّبیُّ صلى الله علیه و آله : یا علیُّ ، تُریدُ سِتَّمِائةِ ألفِ شاةٍ ، أو سِتَّمِائةِ ألفِ دینارٍ ، أو ستَّمِائةِ ألفِ كَلِمةٍ ؟ قالَ : یا رسولَ اللّه ِ ، سِتَّمِائةِ ألفِ كَلِمَةٍ . فقالَ صلى الله علیه و آله : اِجمَعْ سِتَّمِائةِ ألفِ كَلِمَةٍ فی سِتِّ كَلِماتٍ ؛ یا علیُّ إذا رَأیتَ الناسَ یَشتَغِلُونَ بالفَضائلِ فاشتَغِلْ أنتَ بِإتمامِ الفَرائضِ ، و إذا رَأیتَ الناسَ یَشتَغِلُونَ بِعَمَلِ الدنیا فاشتَغِلْ أنتَ بعَمَلِ الآخِرَةِ ، و إذا رأیتَ الناسَ یَشتَغِلونَ بِعُیوبِ الناسِ فاشتَغِلْ أنتَ بِعُیوبِ نفسِكَ ، و إذا رَأیتَ الناسَ یَشتَغِلونَ بتَزیینِ الدنیا فاشتَغِلْ أنتَ بتَزیینِ الآخِرَةِ ، و إذا رَأیتَ الناسَ یَشتغِلونَ بكَثرَةِ العَمَلِ فاشتَغِلْ أنتَ بصَفوَةِ العَمَلِ ، و إذا رَأیتَ الناسَ یَتوسَّلُونَ بالخَلقِ فَتَوَسَّلْ أنتَ بالخالِقِ . ( میزان الحكمه ج9 ص103 )

 ترجمه : پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «اى على! ششصد هزار گوسفند مى خواهى یا ششصد هزار دینار یا ششصد هزار جمله؟» . گفت : اى پیامبر خدا! ششصد هزار جمله. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «[آن] ششصد هزار جمله را در شش جمله جمع (خلاصه) كن. اى على! هرگاه دیدى مردم به فضایل و مستحبّات مى پردازند، تو به كامل كردن فرایض (واجبات) بپرداز ؛ و هرگاه دیدى مردم ، سرگرم كارِ دنیایند، تو سرگرمِ كار آخرت شو ؛ و هرگاه دیدى مردم به عیب هاى مردم مى پردازند، تو به عیب هاى خودت بپرداز ؛ و هرگاه دیدى مردم به آراستن دنیا مى پردازند، تو به آراستن آخرت بپرداز ؛ و هرگاه دیدى مردم به بسیارىِ عمل مى پردازند، تو به خالص كردن عمل بپرداز ؛ و هرگاه دیدى مردم به خلق متوسّل مى شوند، تو به خالق متوسّل شو» .




  08:42  دوشنبه 25 شهریور 1392  باقر
حرف های خداوند با من بنده

درد و دل با خدا,راز و نیار با خدا

یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد.

می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد.

هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت.

هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.

اما من هرگز حرف خدا را باور نکردم! وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم.

چشم هایم را بستم تا خدا را نبینم و گوش هایم را نیز، تا صدای خدا را نشنوم.

من از خدا گریختم بی خبر از آن که خدا با من و در من بود.

می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواهد بسازم

نه آن گونه که خدا می خواهد. به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد

و زیر خروارها آوار بلا و مصیبت ماندم. من زیر ویرانه های زندگی دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم. اما هیچ کس فریادم را نشنید و هیچ کس یاریم نکرد. دانستم که نابودی ام حتمی است.

با شرمندگی فریاد زدم خدایا اگر مرا نجات دهی، اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی با تو پیمان می بندم هر چه بگویی همان را انجام دهم. خدایا! نجاتم بده که تمام استخوان هایم زیر آوار بلا شکست. در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باور کرد ومرا پذیرفت. نمی دانم چگونه اما در کمترین مدت خدا نجاتم داد. از زیر آوار زندگی بیرون آمدم و دوباره احساس آرامش کردم. گفتم: خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمایم.

  درد و دل با خدا,راز و نیار با خدا,صحبت با خدا


ادامه مطلب


طبقه بندی: خدای همیشه تنها،
  12:33  یکشنبه 17 شهریور 1392  سپیده
چرا شیعیان با دست باز نماز می خوانند؟


نماز, نماز خواندن, آداب نماز خواندن

 چرا شیعیان با دست باز نماز می خوانند؟ پرسشی است که حضرت آیت الله العظمی سبحانی به ان در پایگاه خود پاسخ داده اند. متن پاسخ ایشان به این شرح است:

قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در نماز (دست بسته نماز خواندن) از اموری است كه استحباب آن بین فقهای سه مذهب از مذاهب چهارگانة اهل سنّت مشهور است:


ادامه مطلب


طبقه بندی: نماز،
  12:32  جمعه 15 شهریور 1392  سپیده
دلت پاک باشه! کافیه؟
یکی از مسائلی که به غلط در بین افراد و عوام جامعه مطرح است و دست آویزی برای کسانی شده که قید و اهتمامی برای انجام مسائل و خصوصاً احکام و وظایف دینی ندارند، بحث توجه به باطن افراد و عدم قضاوت درباره ی ظاهر ایشان است و این ضرب المثل، نُقل زبان ایشان است که می گویند: دلت پاک باشد یا اصل دل است!
این حرف از این جهت که کامل نیست، اشتباه است. یعنی درست است که ظاهر افراد به تنهایی ملاک احراز شخصیت ایشان نیست، اما در صورت اجرا و عمل به قوانین اسلام همین قضاوت به ظاهر می تواند یکی از ملاک های احراز هویت اخلاقی برای آحاد جامعه باشد.
دین مبین اسلام برای ظاهر افراد یک جامعه هم برنامه دارد و همین برنامه ها باعث آن است که ظواهر حجت باشند و بتوان بر اساس آنها به قضاوت نشست. نمی توان به ظواهری که روایات از آن تصویری نمایش داده اند و آنچه مربوط به آن است پشت کرد و توقع داشت که باطن سالم و عاری از هرگونه خلل و نقص باشد. آری، از کوزه همان برون طراود که در اوست.

شخصی که ظاهر خود را برخلاف دستورات و آموزه های دین می آراید، این عمل نشان دهنده ی عدم باور قلبی آن فرد به مؤلفه های دین مبین است؛ چرا که اگر این باور در جان وی نفوذ کرده بود، می بایست برظاهر و اعمال ظاهری هم تاثیر می گذاشت. در واقع عمل به ظواهر پلی است برای رسیدن به باطن.
امام خمینی (ره) در رابطه با همین مسئله در تعلیقه بر شرح فصوص می فرمایند: «طریقت» و «حقیقت» جز از راه «شریعت» حاصل نخواهند شد، زیرا ظاهر، راه باطن است ... كسى كه چنین مى‏ بیند كه با انجام تكلیف هاى الهى باطن براى او حاصل نشد، بداند كه ظاهر را درست انجام نداده و كسى كه بخواهد به باطن برسد، بدون راه ظاهر، مانند برخى از صوفیان عوام، او هیچ دلیلى از طرف خداوند ندارد.[1]

سیّد مرتضى در كتاب «تبصره» به این مضمون فرموده است: (صوفیان مى‏ گویند كه: ما واصلیم به حق، و نماز و روزه و زكات و حج و احكام دیگر مقرّر شده كه سالك بدان مشغول شود و تهذیب اخلاق حاصل نماید، و او را معرفت حاصل گردد، یعنى به حق رسد و چون واصل شد تكلیف از وى برخاست و هیچ از شرایع دین بر او واجب نیست) [2]

اسلاف صوفیه با سوء استفاده از این باور ناصحیح، با تکیه بر این مطلب که همه چیز مربوط به باطن است، ظواهری که اسلام تاکید فراوانی بر آن داشته را کم اهمیت جلوه دادند و گاهی با ترک واجبات، بر این عقیده ی باطل جامه ی عمل پوشاندند.

منابع:
1- امام خمینی: تعلیقه بر شرح فصوص، ص 152.

2- تبصرة العوام: 49، حدیقة الشیعه: 577.




  08:27  پنجشنبه 14 شهریور 1392  باقر