تبلیغات
فقط و فقط خــــــــــــــــدا
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
لهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد
مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
آیا در نماز جماعت می توان به امام جماعت غیر روحانی اقتدا کرد؟

نماز جماعت,امام جماعت

 

آیات عظام مکارم شیرازی، موسوی اردبیلی، شبیری زنجانی، سبحانی، روحانی و نوری همدانی به پرسش های شفقنا درباره منبر رفتن یک غیرروحانی پاسخ گفته اند.
متن پرسش ها و پاسخ چند تن از مرجع تقلید به این شرح است:
1- آیا سخنرانی یک غیرروحانی بر روی منبر اشکال است؟
2- اگر مومنین در مسجد باشند و امام جماعت راتب نیامده باشد و وقت فضیلت نماز هم در حال گذشتن باشد، باید صبر کرد تا امام جماعت راتب بیاید یا اینکه یکی از غیر روحانیون امام جماعت شود؟
پاسخ  آیت الله  مکارم شیرازی
1- در صورتی که دسترسی به روحانی واجد شرایط نباشد امامت غیر روحانی واجد شرایط، امامت جماعت اشکالی ندارد ولی اگر دسترسی به روحانی واجد شرایط باشد احتیاط آن است که او را مقدم بدارند.
2- در پله های پایین منبر اشکال ندارد.
پاسخ آیت الله موسوی اردبیلی
1- سخنرانی غیر روحانی بر روی منبر فی حد نفسه حرام نیست، هر چند در نوع مناطق به حسب عرف متشرعه، نشین روی منبر و سخنرانی غیر روحانی و غیر ملبس و لباس روحانی روی منبر امر پسندیده ای نیست و بهتر است که به جای منبر از صندلی استفاده شود یا حداقل از پله های پایین استفاده شود، و اگر در منطقه ای و شرایطی خاص موجب اختلاف باشد یا اینکه موجب وهن و سبکی تلقی شود، استفاده از منبر توسط غیر روحانی به خصوص افراد کم سواد و کم اطلاع نسبت به امور دینی و مذهبی ترک شود.
2- مأمومین در فرض امید به آمدن روحانی راتب می توانند صبر کنند تا امام راتب بیاید و در صورتی که موجب اختلاف بین مأموین نباشد، غیر راتب نیز می تواند امام جماعت شود و نماز جماعت از زمان فضیلت به تأخیر نیافتد. البته، باید توجه داشت که با وجود روحانی در مسجد، غیر روحانی امامت نکند.
پاسخ آیت الله شبیری زنجانی
1- مناسب است در منابر از اشخاص روحانی آشنا به مسایل و احکام دین استفاده گردد.
2- در این گونه موارد متولّی شرعی طبق مصلحتِ مسجد، عمل کند.
پاسخ آیت الله سبحانی
درباره هر دو سوال به صورت موردی و جزئی اشکال ندارد اما نه به صورت دائمی و کلی.
پاسخ آیت الله صادق روحانی
1- در تبلیغ دین و بیان احکام شرعیه لباس خاصی مدخلیت ندارد و نداشته تا حال ولی چنانچه مقتضی عنوان ثانوی عقلاً قوم و جمعیت برای بیان احکام لباس خاصی تعیین کنند و بزرگان دینی هم قبول کرده باشند باید متابعت نمود و تشتت موجب ضرر دین و همه می شود.
2- آنچه در جواب سوال بیان شد جواب این سوال معلوم می شود.
پاسخ  آیت الله نوری همدانی
1- ذاتاً هیچ اشکالی ندارد مگر اینکه در موردی اهانت به روحانیت محسوب شود.
2- این موضوع اگر با اجازه امام راتب انجام بگیرد، بی اشکال است.
منبع:shafaqna.com




طبقه بندی: احکام دینی،
  12:10  سه شنبه 17 دی 1392  سپیده
احادیث ناب از امام رضا (ع)

چند کلمه کلیدی

1- بهترین و ارزنده ترین خصلت ها : انجام کارهای نیک، فریاد رسی بیچارگان و بر آوردن آرزوی آرزومندان است.

2- از بخششی که زیان آن برای تو بیش از سودی است که به برادرانت میرسد خودداری کن.

3- ایمان عبارت است از : اقرار به زبان ،‌شناخت با قلب و عمل نمودن با اعضاء و جوارح

4-  بالاترین درجه عقل خودشناسی است

5- آن کس که برای رضای الله کسی را به برادری گزیند خانه ای را در بهشت بدست آورده است .

6- بهترین ثروت شخص و برترین اندوخته اش صدقه است

7- خوش خلقی دو گونه است : فطری و اختیاری ولی صاحب خلق خوش اختیاری برتر است

8-  شکیبایی بر بلا زیبا و پسندیده است ولی برتر از آن صبر در برابر محّرمات است

9- سرآمد طاعت الله تعالی صبر و رضاست

10-  عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است

11-  با دوستان فروتن باش ، از دشمن احتیاط کن و با عموم مردم گشاده رو باش

12-  در شگفتم از آن کس که بردگان را با دارایی خود می خرد و آزاد می‌کند چگونه آزادگان را با اخلاق خوش خود نمی خرد .

13-  بی اعتنایی به دارایی مردم ، بهتر از بذل و بخشش است

14-  یاری کردن ناتوان ، بهتر از صدقه دادن است.

15- بهترین مال و ثروت آن است که وسیله حفظ آبروی انسان شود .

16-  برای کودک شیری بهتر از شیر مادرش نیست

17-  آن کس که خود را در معرض تهمت قرار دهد نباید کسی را که به او گمان بد برده است ملامت کند.

18- کسی که بیدادگری پیشه کند ، از عقوبت ایمن نخواهد ماند .

19- کسی که بخواهد بی نیازترین مردم باشد ، باید به آنچه نزد الله تعالی است اطمینان داشته باشد .

20-  آن که در راه حق صبر کند ، الله تعالی بهتر از آنچه در برابرش صبر کرده است بدو عوض خواهد داد .

 

منبع:aviny.com


  12:27  پنجشنبه 12 دی 1392  سپیده
رحلت پیامبر اکرم (ص)و شهادت امام حسن مجتبی (ع)و امام رضا (ع)تسلیت باد

در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که ‏پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پیامبر اکرم (ص) یک ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزدیک شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‌گذارم و مى‌‏روم: کتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود».

در حجه‌‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: «مناسک خود را از من ‏فرا گیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم و هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید».

روزى به آن حضرت خبر دادند که مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین ‏و نگرانند. پیامبر در حالى که به فضل بن عباس و على بن‌ابى‏طالب (ع) تکیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس از درود و سپاس پروردگار، فرمود: «به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است که‏ جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد».

روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود:  «کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده‌ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام».

در چند روز آخر از زندگى رسول اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

«اى مردم! آتش فتنه‏‌ها شعله ‏ور گردیده و فتنه‏‌ها همچون پاره‏هاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می‌کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم ( کتاب خدا و اهل بیتم ). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می‌رسید».

آنگاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه می کردند. در آخرین روزها پیامبر به علی (ع) وصیت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد:  «ای رسول خدا، می‌ترسم طاقت این کار را نداشته باشم».

پیامبر (ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد. آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.

فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود:  «برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید».

ام سلمه، همسر پیامبر گفت: «علی را بگویید بیاید. زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست».

هنگامی که علی (ع) آمد، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نواده‌های پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع) خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: «علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم».

سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.


ادامه مطلب
  13:38  سه شنبه 10 دی 1392  سپیده
سخنان حكمت آمیز رسول خدا(ص) - چهل حدیث نبوی

1ـ فضیلت دانش طلبى.

مـن سلك طریقا یطلب فیه علما سلك الله به طریقا الـى الجنه ... و فضل العالـم علـى العابـد كفضل القمـر علـى سـائر النجـوم الیله البـدر.
(1) هركه راهى رود كه در آن دانشـى جـوید ، خداوند او را به راهى كه به سـوى بهشت است ببرد ، و برترى عالـم بر عابـد ماننـد برتـرى ماه در شب چهارده بـر دیگـرستارگان است .
ستارگان است .

2ـ دین یابى ایرانیان.

لو كان الدیـن عند الثریا لذهب به رجل من فارس ـ او قال ـ مـن ابناء فارس حتى یتناوله ،(2) اگـر دین به ستاره ثـریا رسـد ، هـر آینه مـردى از سـرزمین پارس ـ یا ایـن كه فـرمـوده از فـرزنـدان فـارس ـ به آن دست خـواهنـد یـازیــد.

3ـ ایمان خواهى ایرانیان.

اذا نزلت علیه (ص ) سـوره الجمعه فلما قرا: و آخریـن منهم لما یلحقوا بـهم .
(3) قال رجل مـن هولاء یا رسول الله ؟ فلم یراجعه النبى (ص ) حتى سئله مره او مرتین او ثلاثا.
قال و فینا سلمان الفارسـى قال فـوصع النبـى یده على سلمان ثـم قال : لـو كـان الایمـان عنـد الثـریـا لنـا له رجـال مـن هـولاء.
(4) وقتـى كه سـوره جمعه بر پیامبـر اكرم (ص ) نازل گردیـد و آن حضرت آیه و آخریـن منهم لمایلحقـوا بهم را خـوانـد.
مردى گفت : اى پیامبـر خـدا مراد ایـن آیه چه كسانـى است ؟ رسـول خدا به او چیزى نگفت تا ایـن كه آن شخص یك بار ،دوبار ، یا سه بار سوال كرد.
راوى میگـوید: سلمان فارسى در میان ما بود كه پیامبراكرم (ص ) دستـش را روى دوش او نهاد، سپـس فرمـود: اگر ایمان به ستاره ثریا برسد هرآینه مـردانـى از سـرزمیـن ایـن مـرد به آن دست خـواهنـد یافت .

4ـ مشمولان شفاعت.

اربعه اناالشفیع لهم یوم القیمه :.
1ـ معین اهل بیتى .
2ـ والقـاضـى لهـم حـوائجهم عنـد مـا اضطــروا الیه .
3ـ والمحب لهم بقلبه و لسانه .
4ـ والدافع عنهم بیده .

(5) چهار دسته انـد كه مـن روز قیـام شفیع آنهاهستـم :.
1ـ یارى دهنده اهل بیتم ، 2ـ بـرآورنـده حـاجـات اهل بیتـم به هنگـام اضطـرار و نـاچـارى ، 3ـ دوستدار اهل بیتم به قلب وزبان ، 4ـ و دفـاع كننـده از اهل بیتـم با دست و عمل .

5ـ ملاك پذیرش اعمال.

لایقبل قول الا بعمل و لایقبل قـول و لاعمل الا بنیه و لا یقبل قـول و لاعمل و لا نیه الا باصابه السنه .
(6) نزد خداوند سخنى پذیرفته نمیشود مگر آن كه همراه با عمل باشد ، و سخـن و عملى پذیرفته نمـیشـود مگـر آن كه همراه با نیت خالص باشـد .
و سخـن و عمل و نیتـى پذیـرفته نمـیشـود مگـر آن كه مطـابق سنت بـاشد.

6ـ صفات بهشتى.

الا اخبر كـم بمـن تحرم علیه النارغدا؟ قیل بلى یا رسـول الله .
فقال : الهیـن القریب اللین السهل .

(7) آیا كسـى را كه فرداى قیامت ، آتـش بر او حرام است به شما معرفى نكنـم ؟ گفتند: آرى ، اى پیامبر خدا.
فرمـود: كسى كه متیـن ، خونگرم ، نرمخـو و آسانگیر باشد.

7ـ نشانه هاى ستمكار.

علامه الظالم اربعه :یظلم من فوقه بالمعصیه ویملك مـن دونه بالغلبه و یبغض الحق و یظهر الظلم .
(8) نشانه ظالم چهار چیز است : 1ـ با نافرمانى به مافوقش ستم میكند، 2ـ به زیـر دستـش بـا غلبه فـرمـانـروایـى مـیكنـد، 3ـ حق را دشمـن مـیدارد، 4ـ و ستـم را آشكـار مـیكنـد.

8ـ شعبه هاى علوم دین.

انمـا العلـم ثلاثه : آیه محكمه او فریضه عادله او سنه قـائمه و مـا خلاهــن فهوفضل .
(9) همـانـا علـم دیـن سه چیز است ، وغیــر از اینها فضل است : 1ـ آیه محكمه (كه منظور آز آن علـم واصـول عقـــائد است )، 2ـ فـریضه عادله ( كه منظور از آن علـم اخلاق است )، 3ـ و سنت قـائمه ( كه منظور از آن علـم احكـام شــریعت است ).

9ـ فتواى نااهل.

مـن افتـى النـاس بغیـر علـم ... فقـد هلك و اهلك .
(10) كسـى كه بدون صلاحیت علمى براى مردم فتـوا دهد، خـود را هلاك ساخته و دیگران را نیز به هلاكت انداخته است .

10ـ روزه واقعى.

الصـائم فـى عبـاده و ان كـان فـى فـراشه مـا لـم یغتب مسلمــا.
(11) روزه دار ـ مادامـى كه غیبت مسلمانـى را نكرده باشد ـ همـواره در عبادت است ، اگر چه در رختخواب خود باشد.

11ـ فضیلت رمضان.

شهر رمضان شهر الله عزوجل و هـو شهر یضاعف فیه الحسنات و یمحـو فیه السیئات و هو شهر البـركه و هو شهر الانابه و هو شهر التـوبه وهو شهر المغفـره و هـو شهرالعتق من النار والفوز بالجنه ،الا فاجتنبـوا فیه كل حرام و اكثروا فیه مـن تلاوه القران ...(12) ماه رمضان ماه خداوند عزیز و جلیل است ،و آن ماهـى است كه درآن نیكیهادوچندان و بدیها محو میشود، ماه بركت و ماه بازگشت به خدا و تـوبه ازگنـاه و مـاه آمـرزش و مـاه آزادى از آتـش دوزخ و كـامیـابـى به بهشت است .
آگاه بـاشیـد در آن ماه از هـرحـرامـى بپـرهیزیـد و قـرآن را زیاد بخـوانیـد.

12ـ نشانه اى شكیبا.

علامه الصابر فى ثلاث : اولها ان لایكسل و الثانیه ان لایضجـر، والثالثه ان لایشكـو مـن ربه عزوجل ، لانه اذا كسل فقد ضیغ الحق ، واذا ضجر لـم یـود الشكر، واذا شكى مـن ربه عزوجل فقدعصاه .
(13) علامت صابر در سه چیزاست : اول : آن كه كسل نشـود، دوم : آن كه آزرده خاطـرنگردد، سـوم آن كه از خـداونـدعزوجل شكوه نكند، زیرا وقتى كه كسل شـود، حق را ضایع میكند، وچـون آزرده خاطرگـردد شكـر را به جا نمـیآورد، و چـون از پـروردگارش شكایت كنـد در و واقع او را نافرمانى نموده است .

13ـ بدترین جهنمى.

ان اهل النار لیتاذون مـن ریح العالـم التارك لعلمه و ان اشد اهل النار ندامه و حسره رجل دعا عبـدا الـى الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الله الجنه و ادخل الـداعى النار بتركه علمه .
(14) همانا اهل جهنـم از بوى گند عالمى كه به علمش عمل نكرده رنج میبرند، و از اهل دوزخ پشیمانـى و حسرت آن كـس سخت تـر است كه در دنیا بنـده اى را به سـوى خـداخـوانده و او پذیرفته وخدا اطاعت كرده و خـداوند او را به بهشت در آورده ولـى خـود دعوت كننـده را به سبب عمل نكـردن به علمـش به دوزخ انداخته است .

14ـ عالمان دنیا طلب.

اوحـى الله الـى داود(ع ) لاتجعل بینـى و بینك عالما مفتـونا بالدنیا فیصـدك عن طریق محبتى فان اولئك قطاع طرق عبادى المریدیـن ، ان ادنى ما انا صانع بهم ان انزع حلاوه مناجاتى عن قلوبهم .
(15) خداوند به داود(ع ) وحى فرمود كه : میان مـن وخودت عالـم فریفته دنیا را واسطه قرار مده كه تو را از راه دوستیام بگرداند، زیراكه آنان ، راهزنان بندگان جـویاى مـناند، همانا كمتر كارى كه باایشـان كنـم ایـن است كه شیـرینـى منـاجـاتـم رااز دلشـان بـركنم .

15ـ نتیجه یقین.

لـو كنتم توقنون بخیر الاخره و شرهاكما تـوقنون بالدنیا لاثرتـم طلب الاخره .
(16)اگر شما مردم یقین به خیر وشـر آخـرت مـیداشتیـد، همان طـور كه یقیـن به دنیاداریـد البته در آن صـورت آخـرت را انتخـاب مـیكـردیـد.

16ـ نخستین پرسشهاى قیامت.

لاتزول قـدمـا عبـد یـوم القیمه حتـى یسئل عن اربع : عن عمره فیما افناه ، و عن شبابه فیما ابلاه ، و عن ماله مـن این اكتسبه و فیما انفقه و عن جبنا اهل البیت .
(17) هیچ بنـده اى در روز قیامت قدم از قـدم بـر نمـیدارد تا از ایـن چهار چیزاز اوپرسیده شود: 1ـ از عمـرش كه در چه راهـى آن را فـانـى نمـوده ، 2ـ واز جـوانـى اش كه در چه كـارى فـرسـوده اش ســـاخته ، 3ـ و از مـالـش كه از كجـابه دست آورده و در چه راهـى صـرف نموده ، 4ـ و از دوستى ما اهل بیت .

17ـ محكم كارى.

ولكـن الله یحب عبــدا اذا عمل عملا احكمه .
(18) پیامبـر اكـرم (ص ) وقتـى كه بـا دقت قبـر سعد بـن معاذ را پـوشـانـد فـرمـود: میدانـم كه قبر سرانجام فرو میریزد و نظم آن بهم میخـورد، ولـى خداوند بنده اى را دوست مـیدارد كه چـون به كـارى پـردازد آن را محكـم واستـوار انجـام دهـد.

18ـ مرگ ، بیدارى بزرگ.

الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا.
(19) مـردم در خـواب انـد وقتـى كه بمیـرنـد ، بیـدا مـیشـونـد.

19ـ ثواب اعمال كارساز.

سبعه اسبـاب یكسب للعبـد ثـوابها بعد وفـاته : رجل غرس نخلا او حفـر بئرا او اجـرى نهرا او بنـى مسجـدا او كتب مصحفا او ورث علمـا او خلف ولـدا صـالحـا یستغفـر له بعد وفـاته .
(20) هفت چیز است كه اگر كسى یكیاز آنها را انجام داده باشد، پس از مرگـش پاداش آن هفت چیز به او میرسد:.
1ـ كسـى كه نخلـى را نشـانـده بـاشـد (درخت مثمـرى را غرس كـرده بـاشد)،.
2ـ یا چاهى را كنده باشد،.
3ـ یانهرى راجارى ساخته باشد،.
4ـ یامسجدى را بنا نموده باشد،.
5ـ یاقرآنى نوشته باشد،.
6ـ یـا علمـى را از خـود بـر جـاى نهاده بـاشـد،.
7ـ یا فـرزنـد صـالحـى را باقـى گذاشته بـاشـد كه بـراى او استغفـار نمـایـد.

20ـ سعادتمندان.

طـوبـى لمـن منعه عیبه عن عیـوب المـومنیـن مـن اخـوانه طـوبـى لمـن انفق القصـد وبذل الفضل و امسك قـوله عن الفضـول و قبیح الفعل ،(21) خوشا به حال كسى كه عیبـش او را از عیوب برادران مومنـش باز دارد، خوشا به حال كسـى كه در خرج كردن میانه روى كند و زیاده از خرج راببخشد و از سخنان زائد و زشت خوددارى ورزد.

21ـ دوستى آل محمد.

من مات على حب آل محمد مات شهیدا.
الا و مـن مـات علـى حب آل محمـد مـات مغفـورا له .
الا و من مات على حب آل محمد مات تائبا.
الا و مـن مـات علـى حب آل محمـد مـات مـومنـا مستكمل الایمان .
الا ومن مات على بغض آل محمد جاء یوم القیمه مكتـوب بیـن عینیه مایـوس من رحمه الله .
الا و مـن مـات علـى بغض آل محمـد لم یشـم رائحه الجنه .

(22) كســى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بمیـرد شهیـد مرده است .
آگـاه بـاشیـد كسـى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بمیـرد آمـرزیـده مــرده است .
آگاه باشیـد كسـى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بمیـرد .
تـوبه كـار مـرده است .
آگاه باشیـد كسـى كه با دوستـى آل محمـد (ص ) بمیرد ، با ایمان كامل مرده است .
آگاه باشیـد كسـى كه با دشمنـى آل محمـد (ص ) بمیرد ، در حالـى به صحراى قیامت مـیآیـد كه بـر پیشـانـى اش نـوشته شـده : نـا امیـد از رحمت خدا.
آگاه باشید كسـى كه با دشمنـى آل محمد (ص ) بمیرد، بـوى بهشت به وى نمـیرسـد .

22ـ سزاى زن و مرد همسر آزار.

ایما امراه اذت زوجها بلسانها لمیقبل الله منها صرفا و لاعدلا ولاحسنه مـن عملهاحتى ترضیه و ان صامت نهارها قامت لیلهاو كانت اول مـن یرد النار و كذلك الرجل اذا كان لها ظالم،(23) هر زنـى كه شـوهر خـود را با زبان بیازارد خداوند هیچ جبران و عوض و نیكـى ازكارش را نمیپذیرد تا او را راضى كند، اگر چه روزش را روزه بگیرد و شبـش را به عبادت بگذراند و چنین زنى اول كسى است كه داخل جهنـم خـواهد شد و همچنیـن است اگر مرد به زنش ستم روا دارد.

23ـ سزاى زن ناسازگار با شوهر.

ایما امراه لمتـرفق بزوجها و حملته علـى ما لایقـدر علیه و ما لایطیق لـمتقبل منها حسنه و تلقـى الله و هـو ملیها غضبان ،(24) هرزنـى كه با شـوهر خـود مـدارا ننماید واو را به كارى وادرا سازد كه قـدرت وطاقت آن را ندارد، از او كارى نیكـى قبـول نمـیشـود ودر روز قیامت ، خدا رادرحـالتـى ملاقـات خـواهـد كـرد كه بـر روى خشمگیـن بـاشـد.

24ـ نخستین رسیدگى در قیامت.

اول ما یقضى یوم القیمه الدماء.
(25) اولیـن كارى كه در روز قیامت به آن رسیدگـى میشـود خـونهاى به ناحق ریخته شده است .

25ـ بیرحمى و ترحم.

اطلعت لیله اسـرى علـى النار فرایت امراه تعذب فسئلت عنها فقیل انها ربطت هره و لم تطعمها و لـم تسقها و لـم تـدعها تاكل مـن خشـاش الارض حتـى ماتت فعذبهابذلك و اطلعت علـى الجنه فـرایـت امـراه مـومسه یعنــى زانیه فسئلت عنها فقیل انهامرت بكلب یلهث مـن العطـش فارسلت ازارها فى بئر فعصرته فـى حلقه حتـى روى فغفـر الله لها.
(26) در شب مـعراج از دوزخ آگاهـى یـافتـم ، زنـى را دیـدم كه درعذاب است ، از گناهش سوال كـردم .
پاسخ داده شد كـــــه او گربه اى رامحكـم بست ، درحالى كه نه به آن حیوان خـوراكى داده و نه آبى نوشاند و آزادش هم نكرد تا خود در روى زمین چیزى را بـیابـد و بـخـورد و با این حال ماند تا مرد.
خداوند این زن را به خـاطر آن گناه عذاب كرده است .
و از بهشت آگاهى یافتـم ، زن آلـوده حامنى را دیدم و از وضعش سـوال كردم .
پاسخ ‌داده شد ایـن زن به سگى گذر كرد، در حالى كه از عطش و زبانش را از دهان بیرون آورده بود ، او پارچه پیرهنـش را در چاهى فرود برد، پـس آن پارچه را در حلقوم سگ فشرد تا آن حیـوان سیراب شـد خـداوندگناه آن زن را به خاطرایـن كار بخشید.

26ـ عدم پذیرش اعمال ناخالص.

اذا كان یـوم القیمه نادى مناد یسمع اهل الجمع این الذین كانـوا یعبدون الناس قـومـوا خذوا اجـوركـم ممـن عملتـم له فانـى لااقبل عملا خالطه شـى ء مـنالـدنیا واهلها.
(27) چـون روز قیامت فـرا رسـد، نـدا دهنـده اى نـدا دهـد كه همه مـردممیشنـوند گـوید: كجایند آنانكه مردم را میپرستیدند ؟ (28) برخیزید و پاداشتان را ازكسـى كـــه براى او كار كردید بگیرید چـون مـن عملـى را كه چیزى از دنیا واهل دنیا با آن مخلوط شده باشد، قبول نمیكنـم .

27ـ دنیا طلبى ،عنصر حبط اعمال.

لیجیئن اقـوام یوم القیمه واعمالهم كـجبال تهامه فیـومر بهم الى النار قالـوایا رسول الله مصلین ؟ قال نعم یصلون و یصومون ویاخذون هنا مـن اللیل فاذا عرض لهم شـى ء مـن الـدنیا و ثبـوا عیله .
(29) در روز قیامت گروهـى را بـراى محاسبه میآورند كه اعمال نیك آنان ماننـد كـوههاى تهامه بر روى هـم انباشته است امـا فرمان میرسد كه به آتـش برده شوند صـحـابـه گفتند : یـا رسول الله آیـا اینان نماز میخواندند؟ فرمـود: بلى نماز میخـواندند و روزه میگرفتند و قسمتى از شب را در عبـادت بــه سـر میبردند اما همیـن كه چیزى از دنیا به آنها عرضه میشد، پرش و جهشمیكردند تا خود را به آن برسانند.

28ـ با هر كه اى با اوستى.

المرء مع من احب (30).
آدمـى ( در قیـامت ) بـاكســى است كه او را دوست دارد.

29ـ دوستى اهل بیت.

مـن سره ان یحیى حیاتى و یمـوت مماتـى و یسكـن جنه عدن غرسهاربـى فلیـوال علیامن بعدى و لیوال ولیه و لیقتد بالائمه من بعدى فانهم عترتى و خلقوا مـن طینتى رزقوا فهما و علما و ویل للمكذبین بفضلهم مـن امتى القاطعیـن فیهم ضلتى لا انالهم الله شفاعتى .
(31) هر كس دوست داشته باشد كه چون من زندگى كند وچون مـن بمیرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم پرورده جاى بگیرد.
باید بعد از من على ر، و دوست او را دوست بداردو به پیشوایان بعد از من اقتدا كند كه آنان عترت مـن هستند و از طینتم آفریده شـده اند و از درك و دانـش برخـوددار گردیـده انـد و واى بر آن گروه از امت مـن كه برترى آنان راانكار كنند و پیوندشان را با مـن قطع نمایند كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد كرد.

30ـ ولایت على (ع ) شرط قبولى اعمال.

فـو الذى بعثنى بالحق نبیا لو جاء احدكـم یوم القیامه باعمال كامثال الجبال ولـم یجـى ء بـولایه علـى بـن ابیطـالب لاكبه الله عزوجل فـى النار .(32) سـوگنـد به خـدایـى كه مرا به حق بـرانگیخته اگر یكـى از شما در روز قیامت بااعمالى هماننـد كـوهها بیاید.
اما فاقـد ولایت وقبـول حاكمیت علـى بـن ابیطالب بـاشـد، خـداونـد او را به رو در آتـش افكند.

31ـ پاداش مریض.

اذا مـرض المسلـم كتب الله له كاحسـن ما كـان یعمل فـى صحته و تسـاقطت ذنـوبه كمایتساقط ورق الشجر.
(33) وقتى كه مسلمان ، بیمار شـود، خـداوند هماننـد بهتریـن حسناتـى كه در حال سلامت انجام میداده در نامه عملـش مینـویسد و گناهانـش همچـون برگ درخت فرو میریزد.

32ـ مسئولیت مسلمانى.

من اصبح لایهتـم بامور المسلمین فلیـس منهم و مـن سمع رجلا ینادى یا للمسلمیـن فلم یجبه فلیس بمسلم .
(34) هر كه صبح كند و به امور مسلمیـن همت نگمارد ، از آنهانیست ؛و هركـس بشنود كه شخصـى فریاد مـیزنـد: (( اى مسلمانها به فریادم برسید)) ولـى جـوابـش نگـوید،مسلمان نیست .

33ـ پیوستگى ایرانیان با اهل بیت علیهم السلام.

قالت الرسول من الفرس لرسول الله (ص ) الى من نحـن یا رسول الله ؟ قال انتم مناو الینا اهل البیت .
(35) فرستادگان باذان ، پادشاه یمـن ، تحت الحمایه ایران كه اصالتا ایرانى بـودند به حضور پیامبر اكرم (ص ) آمدند و گفتند: اى رسـول خدا: سرانجام ما فارسیان به نزدچه كسى خواهد بود؟ حضرت فرمـود: شما فارسیان از ما هستیـد و سرانجامتان به سـوى ما و خانـدان ماخواهد بود.
قال ابـن هشام : فبلغنى عن الزهرى انه قال : فمـن ثـم قال رسول الله : سلمان منااهل البیت .
ابـن هشام از قول زهرى گوید: و از همین جا بود كه پیامبر فرمود: سلمان از اهل بیت ماست .

34ـ خیانت بزرگ.

من تقدم على المسلمین و هو یرى ان فیهم مـن هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمین .
(36) كسى كه بر مسلمانان پیشـى گیرد، در حالـى كه میداند در میان آنها كسـى افضل وبهتر از او وجـود دارد، چنیـن كسى به خدا و رسولـش و همه مسلمانان خیانت كرده است .

35ـ ارزش هدایت.

لان یهدى الله بك رجلا واحـدا خیـر لك ممـا طلعت علیه الشمس .
(37) پیـامبـر اكـرم (ص ) خطـاب به حضـرت علـى (ع ) فـرمود: هدایت نمـودن خداوند فردى را به وسیله تو از آنچه آفتاب بر آن بتابد براى تـوبهتر و ارزنده تر است .

36ـ مردمان آخرالزمان.

یاتـى على الناس زمان تخبث فیه سرائرهـم و تحسـن فیه علانیتهم طمعا مـن الدنی،لایریدون به ما عنـد ربهم ، یكـون دینهم ریـاء لایخالطهم خـوف ، یعمهم الله بعقاب فیـدعونه دعاء الغریق فلا یستجیب لهم .
(38) زمانى بر مردم فرا مـى رسد كه براى طمع در دنی، باطنشان پلید و ظاهرشان زیباباشـد، علاقه اى به آنچه نزد پروردگارشان است نشان ندهند، دیـن آنها ریا شـود وخـوفـى (از خـدا) در دلشان آمیخته نشـود، خـداونـد همه آنها را به عذاب سختـى گـرفتار كند، پـس مانند دعایشخص غریق دعا كنند، ولـى دعایشان را اجابت نكند.

37ـ راستگو ترین صحابه.

مـااظلت الخضـراء و لااقلت الغبـراء مـن ذى لهجه اصـدق مـن ابــیذر.
(39) آسمان سایه نینداخته و زمیـن در بر نگرفته ، صاحب سخنى راستگوتر از ابوذر را.

38ـ پرسش از عالمان و همنشینى بافقیران.

سـائلـوا العلمـاء و خـاطبـوا الحكماء و جـالسـوا الفقـراء.
(40) از دانشمنـدان بپـرسیـد و با فـرزانگان سخـن بگـوییـد و با فقیـران بنشینیـد.

39ـ دستبوسى نه.

هذا تفعله الاعاجـم بملـوكها و لست بملك انمـا انـا رجل منكـم .
(41) مردى خواست تا بر دست رسـول خـدا (ص ) بـوسه زنـد، پیامبر دست خـود را كشیـد وفرمود: ایـن كارى است كه عجمها با پادشاهان خـود میكنند و من شاه نیستـم ، مـن مردى از خودتان هستم .

40ـ مهربانى با همنوعان.

ما آمن بـى مـن بات شبعان و جاره جائع و ما مـن اهل قـریه یبیت و فیهم جائع لاینظر الله الیهم یوم القیمه .(42)

به مـن ایمان نیاورده كسـى كه سیر بخـوابـد و همسایه اش گرسنه باشـد، و اهل یك آبادى كه شب را بگذرانند و در میان ایشان گرسنه اى باشد، خـداوند در روز قیامت به آنها نظر رحمت نیفكند.
-------------------------------------------------------------------------.

پى نوشتها:

1ـ اصول كافى ، ج 1، ص 42.
2ـ صحیح مسلـم ، ص 4ص 1972، كتاب فضائل الصحابه ، حـدیث 230، و همان ، ج 2، ص 417 چاپ بولاق ، 3ـ سوره جمعه ، آیه 3.
4ـ صحیح مسلم ، ج 4، ص 1972، كتـاب فضـائل الصحابه .
5ـ خصـال صـدوق ، بـاب اربعه ، ص 215، حـدیث 1.
6ـ بحار الانوار ج 2، ص 174.
7ـ ثواب الاعمال ص 381.
8ـ تحف العقول .
ص 21.
9ـ اصول كافى ، ج 1، ص 37.
10ـ اصول كافى ، ج 1، ص 54.
11ـ تهذیب الاحكام ، ج 4، ص 190.
12ـ بحار الانوار، ج 96، ص 340.
13ـ همان ، ج 71، ص 86.
14ـ اصول كافى ، ج 1، ص 55.
15ـ همان ، ج 1ص 58.
16ـ تنبیه الخـواطـر و نزهه النواظر(معروف به مجمـــوعه ورام ) ، ج 1، ص 134.
17ـ خصـال صـدوق ص 253، و مشكـاه الانـوار ، ص 171.
18ـ امالى صدوق ، ص 231.
19ـ لئالى الاخبار، ص 386.
20ـ محموعه ورام ، ج 2،ص 110.
21ـ روضه كافى ، ص 248.
22ـ تفسیر كشاف زمخشرى ، ج 3،ص 467.
23ـ امالى شیخ صدوق ، ص 257.
24ـ همان ، ص 285.
25ـ سفینه البحـار، ماده قتل ، ج 2، ص 407.
26ـ جواهر الكلام ، ج 31، ص 359.
27ـ مشكات الانوار، ص 312.
28ـ یعنـى بـراى چشـم مـردم وخـوشـاینـد آنـان كـار مـیكـرده انـد.
29ـ لئالى الاخبار ،ص 465.
30ـ سفینه البحار ماده حبیب ، ص 201.
31ـ حلیه الاولیاء، ج 1، ص 86.
32ـ امالى شیخ طوسى ، ج 1،ص 314.
33ـ مكارم الاخلاق ، ص 195.
34ـ اصول كافى ، ج 3، ص 293.
35ـ سیره ابن هشام ، ج 1،ص 72.
36ـ الغدیر، ج 8، ص 291.
37ـ شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى احـدیـد، ج 1،ص 342.
38ـ اصول كافى ، ج 3،ص 404.
39ـ الغدیـر، ج 8،ص 97، و شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى الحـدیــــد، ج 2،ص 354.
40ـ تحف العقول ، ص 41.
41ـ خیانت در گزارش تاریخ ، ج 3،ص 271.
42ـ اصول كافى ، ج 4،ص 493.

 


  13:50  دوشنبه 9 دی 1392  سپیده
جمله‌ای که جهنمی شدنمان را قطعی می‌کند!

جهنمی شدن,بهشتی شدن

 مدتی است که اصطلاحی بین مردم رایج شده است که : "اعصاب نداریم" و این جمله گویی کلید توجیه هر بد اخلاقی و بدرفتاری شده است ، اما آیا این جمله ما را از عواقب اعمال ناشایستی که انجام می دهیم مبرّا می کند .
 مثلا راننده ای که در خیابان در انظار عمومی زبان به فحاشی گشوده و رانندگان دیگر همه را با هم یک جا بهرمند می کند ،آیا با یک کلمه گفتن "اعصاب ندارم" حق همه را به جا آورده و رضایتشان را جلب کرده است؟
یا وقتی بر اثر خستگی و کلافگی بر سر پدر و مادرمان دوست و همکارمان فریاد می کشیم و در نهایت با هزارتا منت گذاشتن می گوییم "اعصاب نداریم" و انتظار دلجویی هم داریم، آیا همین جا ختم موضوع است؟ تمام شد و رفت؟
پس کی می خواهیم رفتار زشت "پرخاشگری" خودمان را درمان کنیم ،کی میخواهیم حق الناس های زاییده این رذیله را از گردنمان برداریم؟
نهی از پرخاشگری در روایات
"پرخاشگری" رذیله ایست سمی که دنیا و آخرت ما را به باد می دهد ، رذیله ای که ائمه معصومین علیهم السلام به شدت از آن نهی کرده اند می فرمایند:
* رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: بد اخلاقى‏ و درشت خوئى اعمال را فاسد مى‏كند هم چنان كه سركه شیرینى عسل را.( عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه غفارى و مستفید ج‏2/38/باب 31)
پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: در مسلمان دو خصلت روا نیست: بخل و بد اخلاقى.( مشكاة الأنوار / ترجمه هوشمند و محمدى، متن، ص: 489)
در روایت آمده است که: «گناهانى كه پرده‏ها را پاره مى‏كند: قرض بدون نیت ادا و اسراف در خرج و بخل بر خانواده و فامیل و بداخلاقى‏ و كم صبرى و تنگدلى و كسالت و سبک شمردن دین داران است.» (آداب راز و نیاز به درگاه بى نیاز (ترجمه عدة الداعی) 175)
* از رسول خدا پرسیدند كه شومى چیست؟ فرمود بد اخلاقى‏.( إرشاد القلوب / ترجمه رضایى،ج‏1، 324)
*امام صادق علیه السّلام فرمود : پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند از توبه شخصى كه داراى اخلاق بد است كراهت دارد. عرض شد كه: اى رسول خدا! این چگونه است؟ فرمود: [زیرا] هنگامى كه از گناهى توبه مى‏كند در گناهى بزرگتر از گناه گذشته واقع مى‏شود. (جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه افراسیابى 281/ 69)
در حدیثی از پیامبر (صلى الله علیه و آله) می‎خوانیم كه فرمودند: «بیش‎ترین چیزی كه امت من به سبب آن وارد بهشت می‎شوند تقوی و حسن خُلق است»
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله نقل مى‏كند كه فرمود: شما را سفارش مى‏كنم به حسن خلق زیرا خوش اخلاق بدون شک در بهشت است و از بد اخلاقى‏ بپرهیزید كه بد اخلاق بدون شک در جهنم است.( احتجاجات ( ترجمه بحار الأنوار)،ج‏2،350)
این هشدار پیامبر صلی الله علیه و آله را جدی بگیریم می فرمایند بد اخلاق بدون شک در جهنم است، اگر ما دست از این کج خلقی ها و ناسازگاری هایمان که مصداق کامل بداخلاقی است برنداریم شک نکنیم که جایمان جهنم است.
چگونه از جهنم به بهشت برویم؟
در مقابل رذیله بد اخلاقی فضیلت حسن خلق و خوش رویی را داریم که در روایات ائمه علیهم السلام بسیار به آن سفارش شده است ،اگر می خواهیم از جهنمی که با بدخلقی هایمان تدارک دیده ایم رهایی یابیم راهش خاموش کردن و گلستان کردن آن با باران خوش اخلاقی و حسن خلق است .
در حدیث جامع و جالبی از امام صادق (علیه السلام) در تعریف حسن خُلق چنین آمده است، یكی از یاران امام پرسید: «تعریف حسن خلق چیست؟» امام (علیه السلام) فرمودند: «با نرمش و مدارا با مردم رفتار كنی و سخن خویش را پاكیزه گردانی، و برادرت را با خوش رویی ملاقات كنی». (1)
در حدیثی از پیامبر (صلى الله علیه و آله) می‎خوانیم كه فرمودند: «بیش‎ترین چیزی كه امت من به سبب آن وارد بهشت می‎شوند تقوا و حسن خُلق است». (2)
در حدیث دیگری حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «كامل ترین شما از نظر ایمان كسی است كه اخلاقش نیكوتر باشد». (3)
و در حدیث دیگری از مولای متقیان علی (علیه السلام) است كه فرمودند: «حسن خلق روزی‎ها را فراوان می‎كند و بر محبت دوستان می‎افزاید». (4)
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (صلى الله علیه و آله) آمده كه فرمود: «از سوء خلق پرهیز كنید كه این عمل سرانجام صاحب خود را به آتش دوزخ گرفتار می‎كند». (5)
شاید بگویید: "ای بابا ولمان کنید در این شرایط خراب کی می تواند خوش رو و خوش اخلاق باشد؟مگر برای ما اعصاب گذاشته اند ؟"
بله حق با شماست برخی شرایط محیطی روح و روان ما را آزار می دهد و جایی برای آرامش نمی گذارد ،با این حال باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که تحمل این ناملایمات برای ما آرامش دنیا و آخرت را در پی دارد. و دامن زدن به این ناملایمات علاوه بر تیره کردن دنیایمان راهی است مستقیم به جهنم و سوختن و رنج کشیدن تا ابد.
امام صادق علیه السّلام فرمود : پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند از توبه شخصى كه داراى اخلاق بد است كراهت دارد. عرض شد كه: اى رسول خدا! این چگونه است؟ فرمود: [زیرا] هنگامى كه از گناهى توبه مى‏كند در گناهى بزرگتر از گناه گذشته واقع مى‏شود
پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) می فرمایند: «اى على، سفارشى به تو مى كنم و آن را حفظ كن؛ زیرا اگر این سفارشم را حفظ كنى پیوسته در خیر و نیكى هستى. اى على، كسى كه خشمش را ـ كه بتواند آن را انجام دهد ـ فرو ببرد، خداوند در روز قیامت امنیت و ایمانى مى دهد كه مزه اش را مى چشد». (7)
پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرمودند: «إِذا غَضِبْتَ فَاسْكُتْ؛ هرگاه خشمگین شدى سكوت كن». (8)
اگر ما همین یک سفارش از پیامبر عزیزمان را رعایت کنیم شاهد این همه حرمت شکنی و فحاشی و قتل و ...در جامعه نخواهیم بود.
ما باید بیاموزیم به جای کج خلقی و بد اخلاقی و جدال با همدیگر ،به خاطر رضای خداوند متعال شایسته ترین رفتار را به عنوان یک انسان داشته باشیم نه چون حیوانات وحشی فقط در فکر دریدن همدیگر باشیم .
از امام كاظم (علیه السلام) نقل شده كه فرمودند: «مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ، كَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یوْمَ الْقیامَةِ؛ هر كس خشمش را از مردم باز دارد، خداوند نیز در روز قیامت خشمش را از او باز خواهد داشت». (9)
پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) فرمودند: «إِذا غَضِبَ أَحَدُكُمْ، فَلَیتَ وَضَّأْ بَالْماءِ الْبارِدِ، فَاِنَّ الْغَضَبَ مِنَ النّارِ؛ هرگاه یكى از شما خشمگین شد، با آب سرد وضو بگیرید، زیرا خشم از آتش است». (10)
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «شَرُّ النَّاس مَن لایعفُوا عَن الزِّلّة وَ لا یستُرِ العَورَة؛ بدترین مردم کسی است که از لغزش دیگران عفو و گذشت نکند و عیب‌پوشی ننماید». (11)

منبع:tebyan.net




طبقه بندی: بهشت و جهنم،
  11:59  یکشنبه 8 دی 1392  سپیده
برای توفیق زیارت خانه خدا چه کنیم؟

زیارت خانه خدا,زیارت کعبه,خانه خدا,توفیق زیارت خانه

امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس سوره «حج» را در طی سه روز هر روز بخواند در همان سال به حج مشرف خواهد شد.
 از امام صادق علیه السّلام روایت شده که هر کس سوره «عم یتساءلون» را هر روز بخواند.(البته به فرموده آیت الله بهجت(ره) بعد از نماز صبح) زیارت بیت الله نصیب او می گردد.۱
امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس سوره «حج» را در طی سه روز هر روز بخواند در همان سال به حج مشرف خواهد شد و چنانچه در سفر حج بمیرد، از اهل بهشت خواهد بود. ۲
هم چنین آن حضرت علیه السّلام می فرماید: هر کس ذکر «ماشاءالله» را در یک مجلس هزار مرتبه بگوید به حج مشرف خواهد و چنانچه همان سال نتواند برود خداوند متعال عمر او را چنان طولانی خواهد کرد تا آنکه روزی او گردد.۳

منبع:
۱. مفاتیح الجنان، ص۱۳۶.
۲. مجمع البیان، ج۵، ص۶۳۷.
۳. بحارالانوار، ج۹۲، ص ۲۸۵.
۴. عرفان و عبادت، ص۳۸۹.




طبقه بندی: خدای همیشه تنها،
  11:57  جمعه 6 دی 1392  سپیده
خطرناک‌ترین نقطه‌ی پل صراط

پل صراط,رد شدن از پل صراط

 

در قرآن کریم آمده است که در قیامت موقف‌های گوناگونی است که توقف برخی از گنه‌کاران در هر یک از آن‌ها به مقدار هزار سال دنیوی خواهد بود، در این نوشتار می‌خواهیم ببینیم مقصود از آن چیست؟
قبل از هر چیز یادآور می‌شویم که متکلمان اسلامی از مواقف قیامت گاهی به «قنطره»ها و «عقبه»ها تعبیرمی آورند ولی قبل از آنان دو واژه «قنطره» و «عقبه» در آیات قرآن و روایات اسلامی مطرح شده است و متکلمان نیز آن‌ها را در مباحث کلامی خود بکار برده‌اند.
کلمه‌ی «موقف» به معنی محل توقف(ایستگاه و کلمه‌ی «قنطره» به معنی «پل» و واژه‌ی «عقبه» به معنای «گردنه» است).
امیر مۆمنان (علیه‌السلام) در وصایای معروف خود به فرزند گرامیش امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)می‌فرماید:
«وَاعْلَمْ أَنَّ أَمامَکَ عَقَبَةً کَۆُوداً، اَلْمُخِفُّ فِیها أَحْسَنُ حالاً مِنَ الْمُثْقِلِ وَالمُبْطِئُ عَلَیْها أَقْبَحُ حالاً مِنَ الْمُسْرِع وَانّ مَهْبِطَکَ بِها لا مَحالَةَ إِمّا عَلی جَنَّة أَوْ عَلی نار...».([1])
«فرزندم بدان که (پس از مرگ) گردنه‌ی سختی در پیش رو داری، انسان‏های سبک‏بار (از نظر گناه) از افراد سنگین‏بار، وضعیت بهتری دارند، هر کس با تأمل و درنگ از آن عبور کند  از آن کسی که با سرعت از آن می‌گذرد، وضع بدتری خواهد داشت پایان گذر از آن (فرودگاه) یا بهشت است و یا دوزخ».


ادامه مطلب


طبقه بندی: قیامت،
  11:55  چهارشنبه 4 دی 1392  سپیده
اربعین حسینی چه روزیست ؟

اعمال روز اربعین حسینی,اربعین حسینی,روز اربعین حسینی

اربعین حسینی چه روزیست ؟

در منابع معتبر شیعی، در مورد روز بیستم صفر به دو اعتبار توجه شده است؛ نخست روزی که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند و دوم روزی که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی پیامبر خدا(ص) از مدینه به ‌کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را زیارت کند.

اعتبار اربعین امام حسین(ع) از قدیم الایام میان شیعیان شناخته شده بوده و هست‌. شیخ طوسی در کتاب «مصباح المتهجد» که حاصل گزینش دقیق و انتخاب معقول شیخ از روایات‌ فراوان درباره تقویم مورد نظر شیعه درباره ایام سوگ و شادی و دعا و روزه و عبادت است‌، در مورد روز بیستم صفر نوشته است:  روز 20 صفر  ـ یعنی اربعین ـ زمانی است که حرم امام حسین(ع) یعنی کاروان ‌اسرا، از شام به مدینه مراجعت کردند و روزی است که «جابر بن عبدالله بن ‌حرام انصاری»‌، صحابی رسول خدا(ص)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت‌ قبر امام حسین(ع) بشتابد و او نخستین کسی است از مردم که قبر آن ‌حضرت را زیارت کرد.

ورود اهل بیت(ع) به مدینه
 سفر طولانی اهل بیت(ع) که از مدینه (در شب 28 رجب سال 60 هجری) آغاز شده بود سرانجام به مدینه ختم شد. اهل بیت امام حسین(ع) که پس از واقعه کربلا به عنوان اسیر به شام اعزام شده بودند، سرانجام به دستور یزید راهی مدینه شدند و در بیستم ماه صفر سال 61 هجری به مدینه بازگشتند.
 
امام سجاد (ع) قبل از ورود به مدینه «بشیر بن جذلم» را که در سرودن شعر توانایی داشت، به شهر فرستاد تا خبر ورود اهل بیت(ع) و شهادت  امام حسین(ع) را اعلام کند. بشیر به شهر آمد و این اشعار را در رثای امام حسین (ع) و شهدای کربلا خواند: «یا اهل یثرب لا مقام لکم به/  قتل الحسین فادمعی مدرار الجسم منه بکربلا مضر / والراس منه علی القناة یدار»؛ « ای اهل مدینه دیگر در مدینه نمانید، حسین را کشتند،  جسم عریان او را در کربلا رها کردند و سر او را بالای نیزه شهر به شهر گرداندند.» او خبر شهادت امام حسین علیه‌السلام را اعلام کرد. سپس گفت: هم اکنون علی بن حسین(ع) با عمه­ها و خواهرانش، نزدیک شهر رسیده­اند و من قاصد او هستم که جای او را به شما نشان دهم.

مردم با گریه و زاری به استقبال اسرا شتافتند. امام سجاد(ع) در بین مردم به سخنرانی پرداخت و خبر شهادت امام حسین(ع) و یارانش و اسارت اهل بیتش را اعلام کرد. آن حضرت، سایر مصائب کربلا همچون بر نوک نیزه کردن سر آن حضرت و شهر به شهر گرداندن اسرا را اعلام نمود.
 
در بخشی  از سخنان امام سجاد (ع) آمده است: کدام دلى است که در این مصیبت نسوزد؟ و کدام چشمى است که نگرید؟ اى مردم مى‏دانید که ما را پراکنده ساختند و به اسارت گرفتند و بى‏آنکه جرمى داشته و یا کار ناپسندى انجام داده و یا تغییرى در دین اسلام داده باشیم ما را از خانه و کاشانه آواره ساختند. اى مردم کدام قلبى است که از کشتن او شکسته نشود؟ و کدام دلى است که در این مصیبت محزون و غمناک نگردد؟ و کدام چشمى است که به یاد او اشک نریزد؟ و کدام گوشى است که از این فاجعه که به اسلام وارد ساختند، توان شنیدن آن را داشته باشد؟
 
هرگز با پیشینیان ما این چنین رفتار نکرده بودند. به خدا چنانچه پیامبر(ص) به جاى سفارشى که درباره ما کرده بود، فرمان مى‏داد که با ما نبرد کنند، هرگز از این بدتر نمى‏کردند. انا للّه و انا الیه راجعون، این مصیبت بزرگ و فاجعه سهمناک که بر ما روى آورد تا چه اندازه دردناک و سوزنده و سخت و تلخ بود. از خداى مى‏خواهیم که در برابر این شداید و مصائب اجر و رحمت عطا کند و از دشمنان ما انتقام کشد و داد ما مظلومان را از ستمکاران بازجوید. زیرا که او عزیز و انتقام‏گیرنده است.»
 
امام سجاد (ع) در مدینه با روشی خاص فعالیت‏های خود را علیه حکومت وقت ادامه داد. ایشان با کناره‏گیری از حرکتهای تند و مسلحانه موجود، به مبارزه‏ای آرام و اثربخش در قالب زنده نگه ‏داشتن یاد و خاطره قیام عاشورا با گریه و یادآوری مصائب کربلا، تبیین معارف اسلامی در قالب دعا و نیایش، بیان فضایل اهل‏بیت پیامبر(ص) و تداوم امامت و رهبری شیعیان راستین، دست زد.  صحیفه سجادیه و «رساله حقوق » و «رساله زهد» آن حضرت یادگاری از تعالیم تربیتی و اخلاقی او است و روشی دیگر از مبارزه وی با نظامِ فاسد و مفاسد عصر خویش را نشان می‏دهد.
 
امام زین العابدین(ع) که تا 34 سال پس از واقعه کربلا زنده ماند، همواره تلاش می کرد یاد و خاطره شهدای کربلا را زنده نگه دارد. هرگاه آب می نوشید به یاد پدر بود  بر مصایب امام حسین(ع)گریه می کرد و اشک می ریخت. در روایتی آن حضرت به عنوان یکی از «بکائون»( بسیار گریه کنندگان) ذکر شده است. امام صادق (ع) فرمود: بسیار گریه کنندگان پنج نفرند: آدم(ع) ، یعقوب(ع) ، یوسف(ع)، حضرت فاطمه(س) و علی بن حسین(ع).
 
امام سجاد (ع) در هر شرایطی نام و یاد شهدای کربلا به ویژه پدر گرامی شان اباعبدالله الحسین(ع) را زنده نگه می داشتند و بر مظلومیت ایشان می گریستند؛ هر گاه غذایی برای حضرت می آوردند، گریه می کرد. یکی از غلامان آن حضرت عرض کرد: آقا می ترسم هلاک شوید. حضرت فرمود: من شکوه و غم واندوه خویش را نزد خدا می برم و از خدا می دانم چیزی را که شما از جانب او نمی دانید.هر گاه کشته شدن فرزندان فاطمه(س) را یاد می کنم بی اختیار بغض گلویم را می گیرد و اشکم جاری می گردد.
 
ایشان می فرمود: یعقوب پیغمبر دوازده پسر داشت، خداوند یکى از پسرانش را از نظر او غایب کرد و از حزن و اندوه دوری آن پسر موى سرش سفید گردید و پشتش خمیده و چشمش از بسیارى گریه نابینا شد، و حال آن که پسرش در دنیا زنده بود، و لکن من به چشم خود پدر و برادرم را با هفده تن از اهل بیتش، کشته و سر بریده دیدم، پس چگونه حزن من به پایان رسد و گریه‏ام کم شود؟
 
حضرت زینب(س) نیز در مدینه اقداماتی را در تبلیغ اهداف و پیام امام حسین (ع) و زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان کربلا انجام داد که موجب ترس و وحشت حکومت یزید گردید. حضرت زینب(س) پس از ورود به مدینه و استقبال جمع زیادی از گروه‌های عزادار از وی «به طرف مسجد پیامبر(ص) حرکت کرد و در مقابل درب ورودی روضه نبوی در حالى که دو طرفِ درِ مسجد را گرفته بود، خطاب به پیامبر(ص) گفت: «یا جَدَّاه إِنّی ناعِیةٌ إِلَیْکَ أخِی الْحُسَیْنَ» ای جد بزرگوار،من خبر مرگ برادرم حسین(ع) را براى تو آورده‏ام.
 
زینب پیوسته گریه مى‏کرد و اشک و آهش تمامى نداشت و هر بار که به برادرزاده‏اش على بن الحسین (ع) مى‏نگریست، اندوهش تازه و غمش افزوده مى‏شد. سخن زینب(س) گویی آتش قیامی بود که علیه امویان شعله می‏گرفت. ام‌کلثوم نیز هنگام ورود به مدینه اشعاری در رثای امام حسین(ع) سروده است.
 
حضور حضرت زینب(س) در مدینه موجب شد که فرماندار مدینه؛ «سعید بن عمرو» احساس خطر کند. از این رو نامه‏ای به   یزید نوشت و او را از جریان امر و چگونگی خطر دعوت حضرت زینب(س) آگاه نمود. بلافاصله از سوی یزید دستوری دائر بر اخراج آن حضرت از شهر رسید؛ امّا حضرت زینب(س) به موضع‏گیری پرداخت و گفت: خدا می‏داند چه بر سر ما آمده است، یزید مردان برگزیده ما را به شهادت رسانید و ما را بر فراز محمل شتران به این سوی و آن سوی کشانید. به خدا قسم ما از این شهر خارج نمی‏شویم هر چند که خون­هایمان ریخته شود. اما سرانجام با حضور زنان بنی‏هاشم و اصرار آنها حضرت زینب (س) ناچار دومین هجرت خود را آغاز نمود.  برخی روایات دلالت بر حضور او در مصر و ادامه زندگی در این شهر تا پایان عمر (سال 62 ه ق) دارند. برخی روایات نیز مقصد او را شام معین کرده و حتی مرقد آن حضرت را در دمشق، محلی که اینک به این نام مشهور است، می‏دانند.
 
زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین/ رد دو اشتباه در مورد اربعین
 مهمترین نکته درباره اربعین‌، روایت امام عسکری (ع) است‌. حضرت در روایتی که در منابع ‌مختلف از ایشان نقل شده فرموده‌اند: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است‌: 1ـ خواندن پنجاه و یک رکعت نماز(17رکعت نماز واجب +11 نماز شب+ 23نوافل‌) 2ـ زیارت اربعین 3ـ انگشتری در دست راست 4 ـ وجود آثار سجده ‌بر پیشانی 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز. این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده‌، به اربعین امام حسین(ع) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده ‌است‌.
 
در مورد مهمترین وقایع بیستم صفر در منابع معتبر بیشتر به دو رویداد یعنی خروج کاروان اسرا از شام به سمت مدینه و دوم زیارت جابربن عبدالله انصاری از حرم امام حسین(ع) تأکید شده است و در مورد اینکه در این روز اهل بیت امام حسین(ع)، به کربلا بازگشتند، تردید جدی وجود دارد.
 
همچنین بر اساس تأکید برخی از محققان، کسی که به همراه جابر در این روز به کربلا آمده، فردی است به نام «عطیه بن سعد بن جناده عوفی کوفی» که به اشتباه  در اذهان، او را غلام جابر عنوان کرده اند؛ در حالیکه او یکی از بزرگترین دانشمندان و مفسران اسلامی و از شاگردان عبدالله بن عباس می‌باشد و تفسیری در پنج مجلّد بر قرآن مجید نوشته و از راویان حدیث محسوب می‌شود.
 
شیعیان بر اساس تأکیدات ائمه معصومین(ع) بر زیارت حرم امام حسین(ع) در روز اربعین، هر ساله در این ایام به سوی کربلا حرکت کرده و حتی پیاده و پای برهنه به زیارت اباعبدالله الحسین(ع) می شتابند  و در این روز میلیون‎ها شیعه عراقی و غیرعراقی در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع می‎شوند.
 
از اعمال روز اربعین که در مفاتیح الجنان به طور مفصل بدان اشاره شده است؛ خواندن «زیارت اربعین امام حسین(ع)»  و پس از آن خواندن دو رکعت نماز است.

منبع:tabnak.ir




طبقه بندی: محرم حسینی،
  11:52  دوشنبه 2 دی 1392  سپیده