تبلیغات
فقط و فقط خــــــــــــــــدا
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
لهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد
مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
سخنان حكمت آمیز رسول خدا(ص) - چهل حدیث نبوی

1ـ فضیلت دانش طلبى.

مـن سلك طریقا یطلب فیه علما سلك الله به طریقا الـى الجنه ... و فضل العالـم علـى العابـد كفضل القمـر علـى سـائر النجـوم الیله البـدر.
(1) هركه راهى رود كه در آن دانشـى جـوید ، خداوند او را به راهى كه به سـوى بهشت است ببرد ، و برترى عالـم بر عابـد ماننـد برتـرى ماه در شب چهارده بـر دیگـرستارگان است .
ستارگان است .

2ـ دین یابى ایرانیان.

لو كان الدیـن عند الثریا لذهب به رجل من فارس ـ او قال ـ مـن ابناء فارس حتى یتناوله ،(2) اگـر دین به ستاره ثـریا رسـد ، هـر آینه مـردى از سـرزمین پارس ـ یا ایـن كه فـرمـوده از فـرزنـدان فـارس ـ به آن دست خـواهنـد یـازیــد.

3ـ ایمان خواهى ایرانیان.

اذا نزلت علیه (ص ) سـوره الجمعه فلما قرا: و آخریـن منهم لما یلحقوا بـهم .
(3) قال رجل مـن هولاء یا رسول الله ؟ فلم یراجعه النبى (ص ) حتى سئله مره او مرتین او ثلاثا.
قال و فینا سلمان الفارسـى قال فـوصع النبـى یده على سلمان ثـم قال : لـو كـان الایمـان عنـد الثـریـا لنـا له رجـال مـن هـولاء.
(4) وقتـى كه سـوره جمعه بر پیامبـر اكرم (ص ) نازل گردیـد و آن حضرت آیه و آخریـن منهم لمایلحقـوا بهم را خـوانـد.
مردى گفت : اى پیامبـر خـدا مراد ایـن آیه چه كسانـى است ؟ رسـول خدا به او چیزى نگفت تا ایـن كه آن شخص یك بار ،دوبار ، یا سه بار سوال كرد.
راوى میگـوید: سلمان فارسى در میان ما بود كه پیامبراكرم (ص ) دستـش را روى دوش او نهاد، سپـس فرمـود: اگر ایمان به ستاره ثریا برسد هرآینه مـردانـى از سـرزمیـن ایـن مـرد به آن دست خـواهنـد یافت .

4ـ مشمولان شفاعت.

اربعه اناالشفیع لهم یوم القیمه :.
1ـ معین اهل بیتى .
2ـ والقـاضـى لهـم حـوائجهم عنـد مـا اضطــروا الیه .
3ـ والمحب لهم بقلبه و لسانه .
4ـ والدافع عنهم بیده .

(5) چهار دسته انـد كه مـن روز قیـام شفیع آنهاهستـم :.
1ـ یارى دهنده اهل بیتم ، 2ـ بـرآورنـده حـاجـات اهل بیتـم به هنگـام اضطـرار و نـاچـارى ، 3ـ دوستدار اهل بیتم به قلب وزبان ، 4ـ و دفـاع كننـده از اهل بیتـم با دست و عمل .

5ـ ملاك پذیرش اعمال.

لایقبل قول الا بعمل و لایقبل قـول و لاعمل الا بنیه و لا یقبل قـول و لاعمل و لا نیه الا باصابه السنه .
(6) نزد خداوند سخنى پذیرفته نمیشود مگر آن كه همراه با عمل باشد ، و سخـن و عملى پذیرفته نمـیشـود مگـر آن كه همراه با نیت خالص باشـد .
و سخـن و عمل و نیتـى پذیـرفته نمـیشـود مگـر آن كه مطـابق سنت بـاشد.

6ـ صفات بهشتى.

الا اخبر كـم بمـن تحرم علیه النارغدا؟ قیل بلى یا رسـول الله .
فقال : الهیـن القریب اللین السهل .

(7) آیا كسـى را كه فرداى قیامت ، آتـش بر او حرام است به شما معرفى نكنـم ؟ گفتند: آرى ، اى پیامبر خدا.
فرمـود: كسى كه متیـن ، خونگرم ، نرمخـو و آسانگیر باشد.

7ـ نشانه هاى ستمكار.

علامه الظالم اربعه :یظلم من فوقه بالمعصیه ویملك مـن دونه بالغلبه و یبغض الحق و یظهر الظلم .
(8) نشانه ظالم چهار چیز است : 1ـ با نافرمانى به مافوقش ستم میكند، 2ـ به زیـر دستـش بـا غلبه فـرمـانـروایـى مـیكنـد، 3ـ حق را دشمـن مـیدارد، 4ـ و ستـم را آشكـار مـیكنـد.

8ـ شعبه هاى علوم دین.

انمـا العلـم ثلاثه : آیه محكمه او فریضه عادله او سنه قـائمه و مـا خلاهــن فهوفضل .
(9) همـانـا علـم دیـن سه چیز است ، وغیــر از اینها فضل است : 1ـ آیه محكمه (كه منظور آز آن علـم واصـول عقـــائد است )، 2ـ فـریضه عادله ( كه منظور از آن علـم اخلاق است )، 3ـ و سنت قـائمه ( كه منظور از آن علـم احكـام شــریعت است ).

9ـ فتواى نااهل.

مـن افتـى النـاس بغیـر علـم ... فقـد هلك و اهلك .
(10) كسـى كه بدون صلاحیت علمى براى مردم فتـوا دهد، خـود را هلاك ساخته و دیگران را نیز به هلاكت انداخته است .

10ـ روزه واقعى.

الصـائم فـى عبـاده و ان كـان فـى فـراشه مـا لـم یغتب مسلمــا.
(11) روزه دار ـ مادامـى كه غیبت مسلمانـى را نكرده باشد ـ همـواره در عبادت است ، اگر چه در رختخواب خود باشد.

11ـ فضیلت رمضان.

شهر رمضان شهر الله عزوجل و هـو شهر یضاعف فیه الحسنات و یمحـو فیه السیئات و هو شهر البـركه و هو شهر الانابه و هو شهر التـوبه وهو شهر المغفـره و هـو شهرالعتق من النار والفوز بالجنه ،الا فاجتنبـوا فیه كل حرام و اكثروا فیه مـن تلاوه القران ...(12) ماه رمضان ماه خداوند عزیز و جلیل است ،و آن ماهـى است كه درآن نیكیهادوچندان و بدیها محو میشود، ماه بركت و ماه بازگشت به خدا و تـوبه ازگنـاه و مـاه آمـرزش و مـاه آزادى از آتـش دوزخ و كـامیـابـى به بهشت است .
آگاه بـاشیـد در آن ماه از هـرحـرامـى بپـرهیزیـد و قـرآن را زیاد بخـوانیـد.

12ـ نشانه اى شكیبا.

علامه الصابر فى ثلاث : اولها ان لایكسل و الثانیه ان لایضجـر، والثالثه ان لایشكـو مـن ربه عزوجل ، لانه اذا كسل فقد ضیغ الحق ، واذا ضجر لـم یـود الشكر، واذا شكى مـن ربه عزوجل فقدعصاه .
(13) علامت صابر در سه چیزاست : اول : آن كه كسل نشـود، دوم : آن كه آزرده خاطـرنگردد، سـوم آن كه از خـداونـدعزوجل شكوه نكند، زیرا وقتى كه كسل شـود، حق را ضایع میكند، وچـون آزرده خاطرگـردد شكـر را به جا نمـیآورد، و چـون از پـروردگارش شكایت كنـد در و واقع او را نافرمانى نموده است .

13ـ بدترین جهنمى.

ان اهل النار لیتاذون مـن ریح العالـم التارك لعلمه و ان اشد اهل النار ندامه و حسره رجل دعا عبـدا الـى الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الله الجنه و ادخل الـداعى النار بتركه علمه .
(14) همانا اهل جهنـم از بوى گند عالمى كه به علمش عمل نكرده رنج میبرند، و از اهل دوزخ پشیمانـى و حسرت آن كـس سخت تـر است كه در دنیا بنـده اى را به سـوى خـداخـوانده و او پذیرفته وخدا اطاعت كرده و خـداوند او را به بهشت در آورده ولـى خـود دعوت كننـده را به سبب عمل نكـردن به علمـش به دوزخ انداخته است .

14ـ عالمان دنیا طلب.

اوحـى الله الـى داود(ع ) لاتجعل بینـى و بینك عالما مفتـونا بالدنیا فیصـدك عن طریق محبتى فان اولئك قطاع طرق عبادى المریدیـن ، ان ادنى ما انا صانع بهم ان انزع حلاوه مناجاتى عن قلوبهم .
(15) خداوند به داود(ع ) وحى فرمود كه : میان مـن وخودت عالـم فریفته دنیا را واسطه قرار مده كه تو را از راه دوستیام بگرداند، زیراكه آنان ، راهزنان بندگان جـویاى مـناند، همانا كمتر كارى كه باایشـان كنـم ایـن است كه شیـرینـى منـاجـاتـم رااز دلشـان بـركنم .

15ـ نتیجه یقین.

لـو كنتم توقنون بخیر الاخره و شرهاكما تـوقنون بالدنیا لاثرتـم طلب الاخره .
(16)اگر شما مردم یقین به خیر وشـر آخـرت مـیداشتیـد، همان طـور كه یقیـن به دنیاداریـد البته در آن صـورت آخـرت را انتخـاب مـیكـردیـد.

16ـ نخستین پرسشهاى قیامت.

لاتزول قـدمـا عبـد یـوم القیمه حتـى یسئل عن اربع : عن عمره فیما افناه ، و عن شبابه فیما ابلاه ، و عن ماله مـن این اكتسبه و فیما انفقه و عن جبنا اهل البیت .
(17) هیچ بنـده اى در روز قیامت قدم از قـدم بـر نمـیدارد تا از ایـن چهار چیزاز اوپرسیده شود: 1ـ از عمـرش كه در چه راهـى آن را فـانـى نمـوده ، 2ـ واز جـوانـى اش كه در چه كـارى فـرسـوده اش ســـاخته ، 3ـ و از مـالـش كه از كجـابه دست آورده و در چه راهـى صـرف نموده ، 4ـ و از دوستى ما اهل بیت .

17ـ محكم كارى.

ولكـن الله یحب عبــدا اذا عمل عملا احكمه .
(18) پیامبـر اكـرم (ص ) وقتـى كه بـا دقت قبـر سعد بـن معاذ را پـوشـانـد فـرمـود: میدانـم كه قبر سرانجام فرو میریزد و نظم آن بهم میخـورد، ولـى خداوند بنده اى را دوست مـیدارد كه چـون به كـارى پـردازد آن را محكـم واستـوار انجـام دهـد.

18ـ مرگ ، بیدارى بزرگ.

الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا.
(19) مـردم در خـواب انـد وقتـى كه بمیـرنـد ، بیـدا مـیشـونـد.

19ـ ثواب اعمال كارساز.

سبعه اسبـاب یكسب للعبـد ثـوابها بعد وفـاته : رجل غرس نخلا او حفـر بئرا او اجـرى نهرا او بنـى مسجـدا او كتب مصحفا او ورث علمـا او خلف ولـدا صـالحـا یستغفـر له بعد وفـاته .
(20) هفت چیز است كه اگر كسى یكیاز آنها را انجام داده باشد، پس از مرگـش پاداش آن هفت چیز به او میرسد:.
1ـ كسـى كه نخلـى را نشـانـده بـاشـد (درخت مثمـرى را غرس كـرده بـاشد)،.
2ـ یا چاهى را كنده باشد،.
3ـ یانهرى راجارى ساخته باشد،.
4ـ یامسجدى را بنا نموده باشد،.
5ـ یاقرآنى نوشته باشد،.
6ـ یـا علمـى را از خـود بـر جـاى نهاده بـاشـد،.
7ـ یا فـرزنـد صـالحـى را باقـى گذاشته بـاشـد كه بـراى او استغفـار نمـایـد.

20ـ سعادتمندان.

طـوبـى لمـن منعه عیبه عن عیـوب المـومنیـن مـن اخـوانه طـوبـى لمـن انفق القصـد وبذل الفضل و امسك قـوله عن الفضـول و قبیح الفعل ،(21) خوشا به حال كسى كه عیبـش او را از عیوب برادران مومنـش باز دارد، خوشا به حال كسـى كه در خرج كردن میانه روى كند و زیاده از خرج راببخشد و از سخنان زائد و زشت خوددارى ورزد.

21ـ دوستى آل محمد.

من مات على حب آل محمد مات شهیدا.
الا و مـن مـات علـى حب آل محمـد مـات مغفـورا له .
الا و من مات على حب آل محمد مات تائبا.
الا و مـن مـات علـى حب آل محمـد مـات مـومنـا مستكمل الایمان .
الا ومن مات على بغض آل محمد جاء یوم القیمه مكتـوب بیـن عینیه مایـوس من رحمه الله .
الا و مـن مـات علـى بغض آل محمـد لم یشـم رائحه الجنه .

(22) كســى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بمیـرد شهیـد مرده است .
آگـاه بـاشیـد كسـى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بمیـرد آمـرزیـده مــرده است .
آگاه باشیـد كسـى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بمیـرد .
تـوبه كـار مـرده است .
آگاه باشیـد كسـى كه با دوستـى آل محمـد (ص ) بمیرد ، با ایمان كامل مرده است .
آگاه باشیـد كسـى كه با دشمنـى آل محمـد (ص ) بمیرد ، در حالـى به صحراى قیامت مـیآیـد كه بـر پیشـانـى اش نـوشته شـده : نـا امیـد از رحمت خدا.
آگاه باشید كسـى كه با دشمنـى آل محمد (ص ) بمیرد، بـوى بهشت به وى نمـیرسـد .

22ـ سزاى زن و مرد همسر آزار.

ایما امراه اذت زوجها بلسانها لمیقبل الله منها صرفا و لاعدلا ولاحسنه مـن عملهاحتى ترضیه و ان صامت نهارها قامت لیلهاو كانت اول مـن یرد النار و كذلك الرجل اذا كان لها ظالم،(23) هر زنـى كه شـوهر خـود را با زبان بیازارد خداوند هیچ جبران و عوض و نیكـى ازكارش را نمیپذیرد تا او را راضى كند، اگر چه روزش را روزه بگیرد و شبـش را به عبادت بگذراند و چنین زنى اول كسى است كه داخل جهنـم خـواهد شد و همچنیـن است اگر مرد به زنش ستم روا دارد.

23ـ سزاى زن ناسازگار با شوهر.

ایما امراه لمتـرفق بزوجها و حملته علـى ما لایقـدر علیه و ما لایطیق لـمتقبل منها حسنه و تلقـى الله و هـو ملیها غضبان ،(24) هرزنـى كه با شـوهر خـود مـدارا ننماید واو را به كارى وادرا سازد كه قـدرت وطاقت آن را ندارد، از او كارى نیكـى قبـول نمـیشـود ودر روز قیامت ، خدا رادرحـالتـى ملاقـات خـواهـد كـرد كه بـر روى خشمگیـن بـاشـد.

24ـ نخستین رسیدگى در قیامت.

اول ما یقضى یوم القیمه الدماء.
(25) اولیـن كارى كه در روز قیامت به آن رسیدگـى میشـود خـونهاى به ناحق ریخته شده است .

25ـ بیرحمى و ترحم.

اطلعت لیله اسـرى علـى النار فرایت امراه تعذب فسئلت عنها فقیل انها ربطت هره و لم تطعمها و لـم تسقها و لـم تـدعها تاكل مـن خشـاش الارض حتـى ماتت فعذبهابذلك و اطلعت علـى الجنه فـرایـت امـراه مـومسه یعنــى زانیه فسئلت عنها فقیل انهامرت بكلب یلهث مـن العطـش فارسلت ازارها فى بئر فعصرته فـى حلقه حتـى روى فغفـر الله لها.
(26) در شب مـعراج از دوزخ آگاهـى یـافتـم ، زنـى را دیـدم كه درعذاب است ، از گناهش سوال كـردم .
پاسخ داده شد كـــــه او گربه اى رامحكـم بست ، درحالى كه نه به آن حیوان خـوراكى داده و نه آبى نوشاند و آزادش هم نكرد تا خود در روى زمین چیزى را بـیابـد و بـخـورد و با این حال ماند تا مرد.
خداوند این زن را به خـاطر آن گناه عذاب كرده است .
و از بهشت آگاهى یافتـم ، زن آلـوده حامنى را دیدم و از وضعش سـوال كردم .
پاسخ ‌داده شد ایـن زن به سگى گذر كرد، در حالى كه از عطش و زبانش را از دهان بیرون آورده بود ، او پارچه پیرهنـش را در چاهى فرود برد، پـس آن پارچه را در حلقوم سگ فشرد تا آن حیـوان سیراب شـد خـداوندگناه آن زن را به خاطرایـن كار بخشید.

26ـ عدم پذیرش اعمال ناخالص.

اذا كان یـوم القیمه نادى مناد یسمع اهل الجمع این الذین كانـوا یعبدون الناس قـومـوا خذوا اجـوركـم ممـن عملتـم له فانـى لااقبل عملا خالطه شـى ء مـنالـدنیا واهلها.
(27) چـون روز قیامت فـرا رسـد، نـدا دهنـده اى نـدا دهـد كه همه مـردممیشنـوند گـوید: كجایند آنانكه مردم را میپرستیدند ؟ (28) برخیزید و پاداشتان را ازكسـى كـــه براى او كار كردید بگیرید چـون مـن عملـى را كه چیزى از دنیا واهل دنیا با آن مخلوط شده باشد، قبول نمیكنـم .

27ـ دنیا طلبى ،عنصر حبط اعمال.

لیجیئن اقـوام یوم القیمه واعمالهم كـجبال تهامه فیـومر بهم الى النار قالـوایا رسول الله مصلین ؟ قال نعم یصلون و یصومون ویاخذون هنا مـن اللیل فاذا عرض لهم شـى ء مـن الـدنیا و ثبـوا عیله .
(29) در روز قیامت گروهـى را بـراى محاسبه میآورند كه اعمال نیك آنان ماننـد كـوههاى تهامه بر روى هـم انباشته است امـا فرمان میرسد كه به آتـش برده شوند صـحـابـه گفتند : یـا رسول الله آیـا اینان نماز میخواندند؟ فرمـود: بلى نماز میخـواندند و روزه میگرفتند و قسمتى از شب را در عبـادت بــه سـر میبردند اما همیـن كه چیزى از دنیا به آنها عرضه میشد، پرش و جهشمیكردند تا خود را به آن برسانند.

28ـ با هر كه اى با اوستى.

المرء مع من احب (30).
آدمـى ( در قیـامت ) بـاكســى است كه او را دوست دارد.

29ـ دوستى اهل بیت.

مـن سره ان یحیى حیاتى و یمـوت مماتـى و یسكـن جنه عدن غرسهاربـى فلیـوال علیامن بعدى و لیوال ولیه و لیقتد بالائمه من بعدى فانهم عترتى و خلقوا مـن طینتى رزقوا فهما و علما و ویل للمكذبین بفضلهم مـن امتى القاطعیـن فیهم ضلتى لا انالهم الله شفاعتى .
(31) هر كس دوست داشته باشد كه چون من زندگى كند وچون مـن بمیرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم پرورده جاى بگیرد.
باید بعد از من على ر، و دوست او را دوست بداردو به پیشوایان بعد از من اقتدا كند كه آنان عترت مـن هستند و از طینتم آفریده شـده اند و از درك و دانـش برخـوددار گردیـده انـد و واى بر آن گروه از امت مـن كه برترى آنان راانكار كنند و پیوندشان را با مـن قطع نمایند كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد كرد.

30ـ ولایت على (ع ) شرط قبولى اعمال.

فـو الذى بعثنى بالحق نبیا لو جاء احدكـم یوم القیامه باعمال كامثال الجبال ولـم یجـى ء بـولایه علـى بـن ابیطـالب لاكبه الله عزوجل فـى النار .(32) سـوگنـد به خـدایـى كه مرا به حق بـرانگیخته اگر یكـى از شما در روز قیامت بااعمالى هماننـد كـوهها بیاید.
اما فاقـد ولایت وقبـول حاكمیت علـى بـن ابیطالب بـاشـد، خـداونـد او را به رو در آتـش افكند.

31ـ پاداش مریض.

اذا مـرض المسلـم كتب الله له كاحسـن ما كـان یعمل فـى صحته و تسـاقطت ذنـوبه كمایتساقط ورق الشجر.
(33) وقتى كه مسلمان ، بیمار شـود، خـداوند هماننـد بهتریـن حسناتـى كه در حال سلامت انجام میداده در نامه عملـش مینـویسد و گناهانـش همچـون برگ درخت فرو میریزد.

32ـ مسئولیت مسلمانى.

من اصبح لایهتـم بامور المسلمین فلیـس منهم و مـن سمع رجلا ینادى یا للمسلمیـن فلم یجبه فلیس بمسلم .
(34) هر كه صبح كند و به امور مسلمیـن همت نگمارد ، از آنهانیست ؛و هركـس بشنود كه شخصـى فریاد مـیزنـد: (( اى مسلمانها به فریادم برسید)) ولـى جـوابـش نگـوید،مسلمان نیست .

33ـ پیوستگى ایرانیان با اهل بیت علیهم السلام.

قالت الرسول من الفرس لرسول الله (ص ) الى من نحـن یا رسول الله ؟ قال انتم مناو الینا اهل البیت .
(35) فرستادگان باذان ، پادشاه یمـن ، تحت الحمایه ایران كه اصالتا ایرانى بـودند به حضور پیامبر اكرم (ص ) آمدند و گفتند: اى رسـول خدا: سرانجام ما فارسیان به نزدچه كسى خواهد بود؟ حضرت فرمـود: شما فارسیان از ما هستیـد و سرانجامتان به سـوى ما و خانـدان ماخواهد بود.
قال ابـن هشام : فبلغنى عن الزهرى انه قال : فمـن ثـم قال رسول الله : سلمان منااهل البیت .
ابـن هشام از قول زهرى گوید: و از همین جا بود كه پیامبر فرمود: سلمان از اهل بیت ماست .

34ـ خیانت بزرگ.

من تقدم على المسلمین و هو یرى ان فیهم مـن هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمین .
(36) كسى كه بر مسلمانان پیشـى گیرد، در حالـى كه میداند در میان آنها كسـى افضل وبهتر از او وجـود دارد، چنیـن كسى به خدا و رسولـش و همه مسلمانان خیانت كرده است .

35ـ ارزش هدایت.

لان یهدى الله بك رجلا واحـدا خیـر لك ممـا طلعت علیه الشمس .
(37) پیـامبـر اكـرم (ص ) خطـاب به حضـرت علـى (ع ) فـرمود: هدایت نمـودن خداوند فردى را به وسیله تو از آنچه آفتاب بر آن بتابد براى تـوبهتر و ارزنده تر است .

36ـ مردمان آخرالزمان.

یاتـى على الناس زمان تخبث فیه سرائرهـم و تحسـن فیه علانیتهم طمعا مـن الدنی،لایریدون به ما عنـد ربهم ، یكـون دینهم ریـاء لایخالطهم خـوف ، یعمهم الله بعقاب فیـدعونه دعاء الغریق فلا یستجیب لهم .
(38) زمانى بر مردم فرا مـى رسد كه براى طمع در دنی، باطنشان پلید و ظاهرشان زیباباشـد، علاقه اى به آنچه نزد پروردگارشان است نشان ندهند، دیـن آنها ریا شـود وخـوفـى (از خـدا) در دلشان آمیخته نشـود، خـداونـد همه آنها را به عذاب سختـى گـرفتار كند، پـس مانند دعایشخص غریق دعا كنند، ولـى دعایشان را اجابت نكند.

37ـ راستگو ترین صحابه.

مـااظلت الخضـراء و لااقلت الغبـراء مـن ذى لهجه اصـدق مـن ابــیذر.
(39) آسمان سایه نینداخته و زمیـن در بر نگرفته ، صاحب سخنى راستگوتر از ابوذر را.

38ـ پرسش از عالمان و همنشینى بافقیران.

سـائلـوا العلمـاء و خـاطبـوا الحكماء و جـالسـوا الفقـراء.
(40) از دانشمنـدان بپـرسیـد و با فـرزانگان سخـن بگـوییـد و با فقیـران بنشینیـد.

39ـ دستبوسى نه.

هذا تفعله الاعاجـم بملـوكها و لست بملك انمـا انـا رجل منكـم .
(41) مردى خواست تا بر دست رسـول خـدا (ص ) بـوسه زنـد، پیامبر دست خـود را كشیـد وفرمود: ایـن كارى است كه عجمها با پادشاهان خـود میكنند و من شاه نیستـم ، مـن مردى از خودتان هستم .

40ـ مهربانى با همنوعان.

ما آمن بـى مـن بات شبعان و جاره جائع و ما مـن اهل قـریه یبیت و فیهم جائع لاینظر الله الیهم یوم القیمه .(42)

به مـن ایمان نیاورده كسـى كه سیر بخـوابـد و همسایه اش گرسنه باشـد، و اهل یك آبادى كه شب را بگذرانند و در میان ایشان گرسنه اى باشد، خـداوند در روز قیامت به آنها نظر رحمت نیفكند.
-------------------------------------------------------------------------.

پى نوشتها:

1ـ اصول كافى ، ج 1، ص 42.
2ـ صحیح مسلـم ، ص 4ص 1972، كتاب فضائل الصحابه ، حـدیث 230، و همان ، ج 2، ص 417 چاپ بولاق ، 3ـ سوره جمعه ، آیه 3.
4ـ صحیح مسلم ، ج 4، ص 1972، كتـاب فضـائل الصحابه .
5ـ خصـال صـدوق ، بـاب اربعه ، ص 215، حـدیث 1.
6ـ بحار الانوار ج 2، ص 174.
7ـ ثواب الاعمال ص 381.
8ـ تحف العقول .
ص 21.
9ـ اصول كافى ، ج 1، ص 37.
10ـ اصول كافى ، ج 1، ص 54.
11ـ تهذیب الاحكام ، ج 4، ص 190.
12ـ بحار الانوار، ج 96، ص 340.
13ـ همان ، ج 71، ص 86.
14ـ اصول كافى ، ج 1، ص 55.
15ـ همان ، ج 1ص 58.
16ـ تنبیه الخـواطـر و نزهه النواظر(معروف به مجمـــوعه ورام ) ، ج 1، ص 134.
17ـ خصـال صـدوق ص 253، و مشكـاه الانـوار ، ص 171.
18ـ امالى صدوق ، ص 231.
19ـ لئالى الاخبار، ص 386.
20ـ محموعه ورام ، ج 2،ص 110.
21ـ روضه كافى ، ص 248.
22ـ تفسیر كشاف زمخشرى ، ج 3،ص 467.
23ـ امالى شیخ صدوق ، ص 257.
24ـ همان ، ص 285.
25ـ سفینه البحـار، ماده قتل ، ج 2، ص 407.
26ـ جواهر الكلام ، ج 31، ص 359.
27ـ مشكات الانوار، ص 312.
28ـ یعنـى بـراى چشـم مـردم وخـوشـاینـد آنـان كـار مـیكـرده انـد.
29ـ لئالى الاخبار ،ص 465.
30ـ سفینه البحار ماده حبیب ، ص 201.
31ـ حلیه الاولیاء، ج 1، ص 86.
32ـ امالى شیخ طوسى ، ج 1،ص 314.
33ـ مكارم الاخلاق ، ص 195.
34ـ اصول كافى ، ج 3، ص 293.
35ـ سیره ابن هشام ، ج 1،ص 72.
36ـ الغدیر، ج 8، ص 291.
37ـ شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى احـدیـد، ج 1،ص 342.
38ـ اصول كافى ، ج 3،ص 404.
39ـ الغدیـر، ج 8،ص 97، و شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى الحـدیــــد، ج 2،ص 354.
40ـ تحف العقول ، ص 41.
41ـ خیانت در گزارش تاریخ ، ج 3،ص 271.
42ـ اصول كافى ، ج 4،ص 493.

 


  14:50  دوشنبه 9 دی 1392  سپیده